افغانستان کشوری

فغانستان
 
نقشه افغانستان
نقشه افغانستان
افغانستان کشوری کوهستانی و محاط به خشکی است که در طول تاريخ مدرن خود مشکلات زيادی بواسطه بی ثباتی و منازعات بی وفقه متحمل شده است، به طوری که شالوده اقتصادی و زيربنايی اين سرزمين از هم پاشيده و ميليونها تن از مردم آن به کشورهای ديگر پناه برده اند.

دولت مبتنی بر دمکراسی نوپای افغانستان با چالشهای زيادی برای توسعه حيطه کنترل خود بر نقاط خارج از کابل پايتخت و برقراری وحدت ملی روبروست.

افغانستان از اهميت استراتژيک زيادی برخوردار است، زيرا ميان منطقه خاورميانه، آسيای ميانه و شبه قاره هند قرار گرفته است و راه قديمی ابريشم از خاک آن می گذرد به همين دليل برسر تصرف آن جنگهای زيادی روی داده است، به رغم آنکه بخشهای گسترده ای از اين کشور را کوهستانها و راههای سخت گذر تشکيل می دهد.

در قرن ۱۹ ميلادی افغانستان به صورت مرکز رقابت امپراتوری های روسيه و بريتانيا برای نفوذ در هند در آمده بود.

نيروهای اشغالگر شوروی در افغانستان
افغانستان در سال 1979 ميلادی به اشغال شوروی سابق درآمد
در سال ۱۹۷۹ نيز با دخالت اتحاد جماهير شوروی سابق که هزاران تن از نيروهای خود را برای حمايت از رژيم هوادار کمونيسم افغانستان به اين کشور گسيل داشت، افغانستان به صورت جبهه جنگ سرد در آمد که برخوردهای بزرگی را با به ميان کشيده شدن پای آمريکا و همسايگان افغانستان در پی داشت.

با خروج نيروهای شوروی سابق از خاک افغانستان، علاقه جامعه بين الملی نيز به افغانستان رو به کاهش گذاشت درحاليکه جنگ داخلی کماکان به شدت ادامه داشت.

به قدرت رسيدن طالبان پس از دو دهه جنگ، ثباتی نسبی برای دوسال به همراه آورد. اما رژيم اسلامی افراطگرای طالبان با انتقادهای زيادی ازسوی جامعه بين المللی روبرو شد.

طالبان که از اکثريت آنها پشتون هستند، با مخالفت ائتلاف جناحهای اقليت افغانستان که مرکزشان در شمال اين کشور بود مواجه شدند.

دولت طالبان که کنترل حدود ۹۰ درصد از خاک افغانستان را تا اواخر سال ۲۰۰۱ در دست داشت، تنها از سوی سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات عربی متحده به رسميت شناخته می شد.

اما آنچه طالبان را با جامعه جهانی رودر رو قرار داد، حضور اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده در خاک افغانستان بود که از طرف آمريکا متهم به طراحی بمب گذاری سفارتخانه های آمريکا در آفريقا در سال ۱۹۹۸و حملات ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ در آمريکا شده بود.

طالبان
رژيم بنيادگرای طالبان، با حمله ائتلاف تحت فرمان آمريکا در سال 2001 سقوط کرد
در پی خودداری طالبان از تحويل دادن اسامه بن لادن، آمريکا دست به بمباران هوايی افغانستان زد که راه را برای بر کناری طالبان از قدرت توسط ائتلاف مخالفان آن هموار ساخت.

در ابتدای سقوط طالبان، ولايات مختلف افغانستان در کنترل فرماندهان محلی بود دولت کابل، تسلط چندانی بر ولايات نداشت.

به تدريج و با کمک نيروهای بين المللی ياری امنيتی (آيساف) و ائتلاف تحت فرمان آمريکا، دولت کابل توانست ارتش و پليس "ملی" خود را نوسازی کند و کنترل خود را بر ولايات گسترش دهد.

با اين وجود، اعمال خشونت باری که به شبه نظاميان طرفدار رژيم برکنار شده طالبان نسبت داده می شود، همچنان در ولايتهای جنوب و شرق کشور ادامه دارد.

مواد مخدر در افغانستان هم چنان منبع حدود ۶۰ درصد از درآمد اقتصادی است. از زمان سرنگونی طالبان تجارت مواد مخدر رونق فراوانی پيداکرده است و افغانستان عمده ترين کشورتوليد کننده ترياک در جهان است.

جمعيت: 26 ميليون (سازمان ملل ۲۰۰۵)
پايتخت: کابل
مساحت: ۶۵۲،۲۲۵ کيلومتر مربع
شهرهای بزرگ: هرات، قندهار، مزارشريف، جلال آباد
زبان اکثريت: فارسی دری، پشتو،
مذهب اکثريت: اسلام (اکثريت سنی حنفی)
اميد به زندگی: ۴۳سال (مردان) - ۴۳سال (زنان) (سازمان ملل)
واحد پول: افغانی = 100 پول
صادرات عمده: ميوه، خشکبار، فرش، پشم، ترياک.
درآمد سالانه: آماری دردست نيست
نشانه حوزه اينترنتی: af.
کد بين اللملی تلفن:۹۳+

رهبران سياسی

رييس جمهور: حامد کرزی

حامد کرزی رييس جمهور افغانستان
آقای کرزی، در سال 2004 در نخستين دموکراتيک افغانستان، به رياست جمهوری برگزيده شد

آقای کرزی در اکتبر سال ۲۰۰۴ در نخستين انتخابات آزاد رياست جمهوری در افغانستان با بدست آوردن ۵۵.۴ درصد از آراء به عنوان رييس جمهور برگزيده شد.

به گفته مقامات ناظر بر انتخابات، تخلف درآن به ميزانی نبود که برنتيجه انتخابات تاثيری داشته باشد.

پارلمان افغانستان که برای يک دوره پنج ساله انتخاب می شود، قانون اساسی اين کشور را که توسط لويه جرگه، مجمع بزرگ نمايندگان قبايل افغانستان، مورد تصويب قرار گرفته است به اجرا می گذارد.

تحت اين قانون، رياست جمهوری تحکيم می شود و حکومت افغانستان جمهوری
اسلامی توصيف شده است که در آن شهروندان زن و مرد در مقابل قانون از حقوقی يکسان برخوردارند.

حامد کرزی که پشتون است، در صحنه بين الملی نقش موثری ايفا می کند و از حمايت زياد آمريکا برخورداراست.

در سال ۲۰۰۲ او از کمک دهندگان جامعه بين الملی، قول پرداخت ۴ ميليارد دلارکمک برای بازسازی کشورش را گرفت.

حامد کرزی در سال ۱۹۵۷ در شهر قندهار در جنوب افغانستان زاده شد. او در هند و فرانسه به تحصيل پرداخت و در بيشترين دوران اشغال کشورش توسط نيروهای شوروی و حکومت طالبان در مهاجرت به سرمی برد.

آقای کرزی به عنوان رييس دولت موقت افغانستان در سال ۲۰۰۱ پس از سقوط طالبان برگزيده شد.

يونس قانونی
يونس قانونی رييس مجلس نمايندگان افغانستان
انتخابات پارلمانی کشور، برای گزينش اعضای مجلس قانونگذاری دوگانه کشور (مجلس نمايندگان و سنا) در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۵ برگزار شد.

مجلس نمايندگان افغانستان، نمايندگانی از طيفهای گوناگون سياسی در افغانستان، اعم از تکنوکراتها، اسلامگرايان تندرو، گروههای مجاهدين، کمونيستهای سابق، هواداران پيشين گروه طالبان و اطرافيان شاه سابق را در خود جای داده است.

رييس مجلس نمايندگان: يونس قانونی

رييس مجلس سنا: صبغت الله مجددی

وزيرخارجه: رنگين دادفر اسپنتا

وزيردفاع: عبدالرحيم وردک

وزير داخله (کشور): ضرار احمد مقبل

وزير ماليه (دارايی): انورالحق احدی

رسانه ها

اواخر سال ۲۰۰۱ راديوی افغانستان پس از فروپاشی طالبان دوباره پخش برنامه های خود را از سرگرفت.

روزنامه فروشی در کابل
رسانه های افغانستان پس از طالبان رشد قابل توجهی داشته اند
يکی از اولين نشانه های تغيير در افغانستان شنيدن صدای موسيقی از اين راديو برای نخستين بار پس از گذشت ۵ سال بود.

چند روز پس از آن شبکه تلويزيونی افغانستان کار خود را از سرگرفت و گوينده آن يک زن بود.

روزنامه های افغانستان که قدرت تازه ای پيدا کرده اند از آزادی بيان چشمگيری برخوردارند، اما تعداد آنها زياد نيست.

پس از سقوط طالبان چندين ايستگاه راديو و تلويزيون خصوصی نيز آغاز به کار کرده اند.

در سال ۲۰۰۴ قانونی به تصويب رسيد که تحت آن انتقاد از اسلام و اديان ديگر ممنوع اعلام شد.

ايستگاه های راديويی ديگری نيز از خارج برای افغانستان برنامه پخش می کنند. از جمله بی بی سی، سرويس جهانی فرانسه، راديو اروپای آزاد ( راديو آزادی که بودجه آن از سوی آمريکا تامين می شود)، صدای آمريکا صدای آزادی (از سوی نيروهای آيساف).

برنامه های سرويس جهانی بی بی سی بر روی امواج کوتاه و اف ام نيز در نقاط ديگر افغانستان به گوش می رسد.

در زمان حکمرانی، طالبان رسانه های افغانستان شديدا کنترل می شدند. راديوی افغانستان به راديوی "صدای شريعت" تغيير نام داد و منعکس کننده ارزشهای اسلام بنيادگرای طالبان بود. تلويزيون نيز به عنوان "منشاء فساد اخلاق" ممنوع شده بود.

روزنامه های دولتی

انيس (به زبان فارسی)
هيواد (به زبان پشتو)
اصلاح (به زبان فارسی و پشتو)
کابل تايمز (به زبان انگليسی)
اتفاق اسلام (به زبان فارسی در هرات)

روزنامه های غير دولتی

آرمان ملی
ويسا
صدای بامداد
افغانستاناراده
به سوی فردا
ترقی

هفته نامه ها

کابل

پنجره
مشارکت ملی
کليد
مردم
جامعه

راديوها

راديو هرات
راديو بلخ
راديو قندهار
راديو کليد (غيردولتی در کابل و ولايات)
راديو افغان آزاد - خصوصی

تلويزيونها

تلويزيون بلخ
تلويزيون هرات
تلويزيون افغان

خبرگزاريها



بی بی سی مسئول محتوای سايتهای ديگر نيست

 
 
پرچم پاکستاننمايه
نمايه سياسی پاکستان
 
 
پرچم ازبکستان نمايه
نمايه سياسی ازبکستان
 
 
پرچم تاجيکستان نمايه
نمايه سياسی تاجيکستان
 
 
ترکمنستاننمايه
نمايه سياسی ترکمنستان
 
 
پرچم چيننمايه
نمايه سياسی چين
 
 
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست

اطلاعات کلی
  
نویسنده : aman ; ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٥

سردردهاي ميگرني

  
 

 

 

 

مصرف برخي مواد غذايي مانند پنير، شكلات، كاكائو و قهوه سردردهاي ميگرني را تشديد مي كند. افرادي كه سابقه بيماري ميگرن با سردرد شديد دارند براي جلوگيري از حملات سردرد بايد از خوردن غذاهايي كه نسبت به آنها حساسيت دارند پرهيز و تا حد امكان از مصرف غذاهاي كنسرو شده خودداري كنند.

ميگرن در زنان شايع تر است و حدود 15 تا 20 درصد علت سردردها را شامل مي شود، . ميگرن يكي از انواع سردردهايي با سابقه فاميلي است و با خصوصيات اغلب يك طرفه و ضربان دار بودن مشخص مي شود. 

اين ناخوشي معمولا در كودكي يا نوجواني يا اوايل بزرگسالي شروع و به مدت طولاني همراه بيمار است و با افزايش سن بيمار شدت فركانس بيماري كاهش مي يابد به طوري كه در سنين 50 تا 55 سالگي سردردهاي ميگرني تا حد زيادي از بين مي رود. 

هر حمله سردرد از چند ساعت تا 2-3 روز ممكن است طول بكشد و سردرد اغلب شديد بوده و ممكن است با علائم احشايي مثل تهوع، استفراغ، رنگ پريدگي و كرامپ هاي شكمي همراه شود و همچنين بيمار طي مدت سردرد دچار فتوفوبي (ترس از نور) است. 

درمان قطعي براي از بين بردن سردردهاي ميگرني وجود ندارد،ولی با مصرف داروهایی خاص ، فركانس و شدت درد كاهش پيدا مي كند اما درد به كلي از بين نمي رود و براي پيشگيري از سردردهاي ميگرني بيمار بايد خواب و وعده هاي غذايي منظم داشته باشد. 

در حمله سردردهاي ميگرني فعاليت بدني و حركت موجب تشديد سردرد مي شود و استراحت در محيط تاريك و ساكت و ايجاد فشارهاي روي شرياني كه ضربان دارد باعث كاهش سردرد مي‌شود.

  
نویسنده : aman ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٥

صبحانه مناسب

ل اول خوردن صبحانه

  
 

 

 

 

فرزانه فولادبند:  کار اصلی یک دانش آموز همان طور که از اسمش پیداست یاد گیری مطالب علمی جدید و درس خواندن است . برای درس خواندن باید ذهن شما تمرکز کافی داشته باشد و خوردن یک صبحانه سالم و مقوی به شما کمک می کند که در طول روز پرانرژی تر بوده و تمرکز و قدرت ذهنی بالاتری داشته باشید حتما تجربه کرده اید روزهایی که صبحانه نمی خورید در طول روز زودتر خسته می شوید و تمرکز کمتری دارید.

صبحانه مناسب
حالا که اهمیت صبحانه خوردن مشخص شد مرحله بعد این است که بدانیم چه چیزی بخوریم و چه صبحانه ای برای ما مناسب تر است .
اول از همه بهتر است صبح کمی زودتر بیدار شویم تا وقت کافی برای صبحانه خوردن داشته باشیم و تندتند و نجویده صبحانه نخوریم بعد هم یک کدام از گزینه های زیر و یا ترکیب آنها را برای صبحانه انتخاب کنیم.


عدسی

عدس پخته با کمی روغن زیتون و آبلیمو یک صبحانه مفید برای انجام فعالیت ذهنی در طول روز است . خوردن یک پیاله عدسی داغ در روزهای سرد پاییزی خیلی می چسبد .


نان و پنیر

ولی بدون چای شیرین : نان و پنیر و چای صبحانه ای است که معمولا بیشتر استفاده می شود . ترجیحا از نان های سبوس دار مثل نان سنگک یا نان جو استفاده کنید . اگر لقمه نان و پنیرتان را با چند برگ سبزی خوردن و یا چند برش خیار و گوجه و یا میوه هایی مثل انگور میل کنید خیلی بهتر است.


تخم مرغ

خوردن یک تخم مرغ در روز برای افراد هفت تا هجده سال نه تنها بی ضرر بلکه مفید است . تخم مرغ را کامل بپزید و وقتی زرده و سفیده آن کاملا سفت شد و خوب حرارت دید آنوقت آماده خوردن است تخم مرغ نیم پز ممکن است مسمومیت غذایی ایجاد کند.
جگر: چند تکه جگر کباب شده با نان یک صبحانه مقوی است .


سیب زمینی

یک سیب زمینی آب پز با کمی کره و نمک یک صبحانه سالم و خوشمزه است.

گاهی وقت ها هم می توانید کمی از غذای شام را برای صبحانه در یخچال کنار گذارید.انواع غذاهایی مثل کتلت ٬کوکو و ماکارانی هم اگر خوب گرم شوند و خیلی هم چرب نباشند برای صبحانه مناسب هستند .

نوشیدنی ها


نوشیدنی های مناسب برای صبحانه شیر و آبمیوه های طبیعی بدون قند اضافی هستند. چای هم که دیگر احتیاج به معرفی ندارد. بهتر است چای صبحانه را شیرین نکنید و اگر خیلی دوست دارید چای شیرین بخورید چای را با عسل و یا مقدار خیلی کمی شکر شیرین کنید. بهتر است از قندهای طبیعی مثل عسل و خرما استفاده کنید.

خوردن مواد قندی به خصوص قندهای ساده برای صبحانه توصیه نمی شود چون مصرف مواد قندی باعث افزایش موقتی قند خون شده و بعد از آن احساس خستگی به شما دست می دهد بنابراین ترجیحا مقدار قند و شیرینی ها را در برنامه غذاییتان به حداقل برسانید.
بهتر است در هر وعده از تمام گروه های غذایی به نسبت مناسب استفاده کنید.

  
  

  
نویسنده : aman ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٥

که مسکن استامينوفن

پاسخ درست

تحقيقات تازه در آمريکا نشان داده است که مسکن استامينوفن يکی از علل عمده از کار افتادگی کبد در اين کشور بوده است، به همين دليل دانشمندان مردم را از مصرف زياد اين دارو برحذر می دارند.
به گزارش نشريه 'نيوساينتيست' يک تيم از محققان اخيرا دريافت که مصرف تنها ۲۰ قرص ۵۰۰ ميلی گرمی در يک روز خطر مرگ را به دنبال دارد. حداکثر ميزان توصيه شده ۸ قرص ۵۰۰ ميلی گرمی در روز است.
استامينوفن ماده تشکيل دهنده بسياری از قرص های مسکن و سرماخوردگی است. به همين دليل کارشناسان هشدار می دهند بايد از مصرف همزمان داروهای مختلف حاوی اين ماده پرهيز کرد.
نويسندگان مقاله نيوساينتيست گفتند که بيماران، پزشکان و داروخانه ها بايد تحت آموزش های بيشتری در مورد خطرات اين مسکن قرار گيرند.

  
نویسنده : aman ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٥

سيب زمينی

جواب سئوال هفته
 
پاسخ درست

سيب زمينی به خصوص تازه و پوست نکنده آن حاوی مقاديری پروتئين و ويتامين به خصوص ويتامين ث است. سيب زمينی اگر برای مدتی طولانی انبار شده يا برای مصرف پوست کنده شده باشد تا حدودی خواص غذايی خود را از دست می دهد.

با اين حال سيب زمينی سرخ کرده همچنان حاوی پتاسيم و ويتامين ث است.

ويتامين ث يک آنتی اکسيدان است و به توليد پروتئينی به نام "کولاژن" که تشکيل دهنده استخوان، غضروف مفاصل، عضلات و رگ های خونی است کمک می کند.

سيب زمينی مهمتر از هر چيز منبع نشاسته (کربوهيدرات) و همچنين مقداری مواد معدنی مانند پتاسيم و کلسيم است.

  
نویسنده : aman ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥

موز حاوی

پاسخ درست

موز حاوی مقدار زيادی ويتامين ب ۶ است. اين ميوه به علاوه منبع خوبی برای پتاسيم، الياف و ويتامين ث است و بنابراين غذای مناسبی برای سلامتی قلب به حساب می آيد.

ويتامين ب ۶ برای سلامتی سلول های قرمز خون، متابوليسم، گوارش و سيستم عصبی اهميت اساسی دارد. اين ويتامين همچنين به حفظ توازن مايعات بدن کمک می کند.

يک موز متوسط در حدود ۱۱۰ کالری دارد. اين ميوه همچنين منبع خوبی از کربوهيدرات های پيچيده است که به تدريج تجزيه و به انرژی بدل می شوند

  
نویسنده : aman ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥

گردو 'با چربی های ناسالم می جنگد'

گردو 'با چربی های ناسالم می جنگد'
 
گردو
گردو غذايی با خواص خارق العاده؟
براساس تحقيقات تازه خوردن گردو بعد از غذا ممکن است باعث کاهش آسيب هايی شود که غذاهای چرب به سرخرگ ها وارد می کنند.

تصور می شود گردو غنی از ترکيباتی باشد که تا حدودی از سفت شدن سرخرگ ها جلوگيری و به حفظ انعطاف پذيری آنها کمک می کند.

تيمی از محققان بيمارستان "کلينيکو" در بارسلون اسپانيا مصرف روزانه 28 گرم گردو را توصيه کرده است.

نتايج اين مطالعه که در نشريه "کالج آمريکايی قلب شناسی" چاپ شده است همچنين نشان داد که خواص گردو برای سلامتی از روغن زيتون بيشتر است.

بخشی از بودجه اين تحقيق را "کميسيون گردوی کاليفرنيا" تامين کرده است.

محققان 24 فرد بزرگسال را که سطح کلسترول خون نيمی از آنها نرمال و نيم ديگر کمی بالا بود مورد مطالعه قرار دادند.

به هر يک از دو گروه به فاصله يک هفته دو وعده سوسيس نمک سود (سالامی) پرچرب و پنير داده شد.

در يک وعده يک قاشق چايخوری روغن زيتون و برای وعده ديگر 8 دانه مغز گردو به غذا اضافه شد.

آزمايش ها نشان داد که هم روغن زيتون و هم گردو به کاهش تورم و اکسيداسيون مضر در سرخرگ ها که ناشی از خوردن وعده غذايی پرچرب است کمک می کند.

انعطاف پذيری

تصور می شود که تورم و اکسيداسيون سرخرگ ها به مرور زمان باعث سخت شدن جداره رگ ها و افزايش خطر بيماری قلبی و سکته مغزی شود.

با اين حال افزودن گردو، برخلاف روغن زيتون، صرفنظر از ميزان کلسترول همچنين به حفظ انعطاف پذيری و خاصيت ارتجاعی سرخرگ ها نيز کمک کرد.

اگر سرخرگ ها خاصيت ارتجاعی خود را حفظ کنند، در آن صورت هر وقت بدن نياز به افزايش جريان خون داشته باشد می توانند گشاد شوند.

دکتر اميليو راس محقق اصلی اين مطالعه گفت که مصرف غذاهای پرچرب توليد اکسيد نيتريک توسط لايه داخلی سرخرگ را مختل می کند؛ ماده ای که وجود آن برای حفظ خاصيت انعطاف پذيری قلب لازم است.

گردو حاوی آرگينين، يک آمينو اسيد است که بدن از آن برای توليد اکسيد نيتريک استفاده می کند.

گردو همچنين حاوی آنتی اکسيدان ها و اسيد آلفا-لينولنيک (ALA)، يک نوع اسيد چربی اومگا-3 نباتی با خواص بهداشتی است.

دکتر راس درحال شروع مطالعه ديگری است تا ببيند آيا "اِی ال اِی" گردو می تواند به کسانی که از ضربان نامنظم قلب رنج می برند کمک کند يا خير.

وی هشدار داد مردم نبايد هر چه می خواهند بخورند با اين فرض که مصرف گردو بعد از غذا، تمام زيان های آن را جبران خواهد کرد.

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥

شيخ طنطاوی

مرکز اسلامی مصر ممنوعيت حجاب در مدارس فرانسه را تاييد کرد
 

 
طنطاوی: استفاده از روسری يک وظيفه مذهبی برای زنان مسلمان است، اما کشورهای غيراسلامی در وضع هر قانونی آزاد هستند
طنطاوی: استفاده از روسری يک وظيفه مذهبی برای زنان مسلمان است، اما کشورهای غيراسلامی در وضع هر قانونی آزاد هستند
 

معتبرترين مرکز تعليمات اسلامی در جهان، مسجد الازهر، واقع در مصر، حق دولت فرانسه در تصويب قانونی به منظور ممنوعيت سر کردن روسری در مدارس دولتی را تاييد کرده است.

شيخ محمد سيد طنطاوی بلندپايه ترين مقام مرکز الازهر پس از گفتگو با نيکولاس سارکوزی، وزير کشور فرانسه در قاهره، پايتخت مصر، در اين زمينه اظهار نظر کرد.

وی گفت استفاده از روسری يک وظيفه مذهبی برای زنان مسلمان است، اما کشورهای غيراسلامی در وضع هر قانونی آزاد هستند.

ژاک شيراک، رئيس جمهور فرانسه دو هفته قبل خواستار ممنوعيت کليه مظاهر بارز مذهبی در مدارس شده بود. اين اقدام به منظور تاکيد بر سنت های غيرمذهبی فرانسه انجام شد.

اما شيخ محمد طنطاوی به عنوان يکی از بلندپايه ترين مقام های مذهب سنی در اسلام مجبور است گام های ظريفی بردارد، چرا که او نه تنها يک مقام مذهبی بلکه همچنين در خدمت دولت مصر است.

 

 زنان مسلمان بايد از قوانين کشور ميزبان، که به گفته وی تحت شرايط ضروری در آن زندگی می کنند، اطاعت کنند

شيخ طنطاوی

 

او بايد بدون متشنج کردن روابط مصر با يک کشور دوست، کاری کند که نشان دهد از سنن اسلامی دفاع می کند.

به همين دليل او کلمات خود را به دقت برگزيده است. او که در حضور نيکولاس سارکوزی سخن می گفت اظهار داشت که حجاب يک فريضه الهی برای زنان مسلمان است.

اما افزود که اين فريضه در مورد زنانی که در کشورهای غيراسلامی مانند فرانسه زندگی می کنند اجباری نيست.

شيخ طنطاوی گفت که زنان مسلمان بايد از قوانين کشور ميزبان، که به گفته وی تحت شرايط ضروری در آن زندگی می کنند، اطاعت کنند.

به نظر می رسد وی به دستوری در يک قانون اسلامی اشاره داشته باشد که تصريح می کند که يک مسلمان وقتی مجبور به انتخاب ميان دو شر است می تواند شر بهتر را برگزيند.

به عبارت ديگر، برای دختر مسلمان ساکن فرانسه بهتر است به جای زير پا گذاشتن قوانين فرانسه از پوشيدن روسری خودداری کند.

اظهارات شيخ طنطاوی احتمالا تا حدودی باعث رضايت دولت فرانسه خواهد شد. دولت فرانسه در مناقشه خود با دختران مسلمان ظاهرا خواهان جلب حمايت يک موسسه معتبر اسلامی بود.

اما نمی توان پيش بينی کرد که دختران مسلمان تا چه اندازه تحت نفوذ نقطه نظرات شيخ طنطاوی عمل خواهند کرد.

آنها خود را نه مهمان فرانسه بلکه شهروند آن کشور می دانند و می گويند که از حق به چالش گرفتن حکومت در يک کشور دموکراتيک برخوردارند.

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ،۱۳۸٥

خوردن سبزيجات از تصلب شرايين جلوگيری می کند

خوردن سبزيجات از تصلب شرايين جلوگيری می کند
 
سبزيجات
سبزيجات با رنگ های مختلف مواد معدنی متفاوتی دارد
محققين می گويند مصرف سبزيجات احتمالا از سخت شدن ديواره رگ های قلب جلوگيری می کند.

محققين آمريکايی کشف کرده اند که رگ های قلب موش هايی که با مواد غذايی حاوی سبزيجات، از جمله هويج، تغذيه شده اند، 38 درصد کمتر لايه چربی دارند.

شواهد در مورد تاثير تغذيه بر تصلب شرايين در انسان روشن نيست اما پيش از اين ثابت شده است که خوردن ميوه و سبزيجات از بيماری های قلبی جلوگيری می کند.

اين تحقيق که نتيجه آن در مجله "تغذيه" چاپ شده است، می گويد افراد در شرايط معمولی فقط سه وعده ميوه و سبزيجات در روز می خورند.

محققين دانشکده پزشکی دانشگاه "ويک فارست" آمريکا، (Wake Forest) در آزمايش تازه خود، به نيمی از موش ها رژيم غذايی خالی از سبزيجات و به غذای نيمی ديگر لوبيا سبز، بروکلی، ذرت، انواع نخود و هويج هم اضافه کردند.

پس از شانزده هفته، محققين ميزان کلسترول (چربی خون) موجود در رگ های اين موش ها را اندازه گيری کردند و تخمين زدند که پلاک های چربی در شراين قلب آنها 38 درصد کمتر بوده است.

دکتر مايکل ادمز، که در راس اين تيم تحقيق قرار داشته است، می گويد: "در حالی که همه می دانند که خوردن سبزيجات برای سلامتی مفيد است، هيچکس تا کنون ثابت نکرده بود که اين نوع مواد می تواند روند تصلب شراين را مهار کند."

وی در ادامه گفت: "با اين که مراحلی که منجر به کاهش چربی خون در موش ها شده است روشن نيست اما از آنجايی که تصلب شرايين به طور تنگاتنگی با تورم در رگ ها در ارتباط است، شايد بتوان گفت که مصرف سبزيجات باعث کاهش فعاليت سرم آميلويد، که ماده ای تورم زا در رگ هاست، شده باشد."

دکتر شارمين گريفيتز، سخنگوی "بنياد قلب در بريتانيا" در ارتباط با اين تحقيق آمريکايی گفت: "همواره توصيه می شود که افراد در تغذيه روزانه خود حداقل پنج وعده ميوه و سبزی در نظر بگيرند و نتيجه اين تحقيق نيز بار ديگر بر اين موضوع تاکيد می کند."

 
خوردن سبزيجات از تصلب شرايين جلوگيری می کند
 
سبزيجات
سبزيجات با رنگ های مختلف مواد معدنی متفاوتی دارد
محققين می گويند مصرف سبزيجات احتمالا از سخت شدن ديواره رگ های قلب جلوگيری می کند.

محققين آمريکايی کشف کرده اند که رگ های قلب موش هايی که با مواد غذايی حاوی سبزيجات، از جمله هويج، تغذيه شده اند، 38 درصد کمتر لايه چربی دارند.

شواهد در مورد تاثير تغذيه بر تصلب شرايين در انسان روشن نيست اما پيش از اين ثابت شده است که خوردن ميوه و سبزيجات از بيماری های قلبی جلوگيری می کند.

اين تحقيق که نتيجه آن در مجله "تغذيه" چاپ شده است، می گويد افراد در شرايط معمولی فقط سه وعده ميوه و سبزيجات در روز می خورند.

محققين دانشکده پزشکی دانشگاه "ويک فارست" آمريکا، (Wake Forest) در آزمايش تازه خود، به نيمی از موش ها رژيم غذايی خالی از سبزيجات و به غذای نيمی ديگر لوبيا سبز، بروکلی، ذرت، انواع نخود و هويج هم اضافه کردند.

پس از شانزده هفته، محققين ميزان کلسترول (چربی خون) موجود در رگ های اين موش ها را اندازه گيری کردند و تخمين زدند که پلاک های چربی در شراين قلب آنها 38 درصد کمتر بوده است.

دکتر مايکل ادمز، که در راس اين تيم تحقيق قرار داشته است، می گويد: "در حالی که همه می دانند که خوردن سبزيجات برای سلامتی مفيد است، هيچکس تا کنون ثابت نکرده بود که اين نوع مواد می تواند روند تصلب شراين را مهار کند."

وی در ادامه گفت: "با اين که مراحلی که منجر به کاهش چربی خون در موش ها شده است روشن نيست اما از آنجايی که تصلب شرايين به طور تنگاتنگی با تورم در رگ ها در ارتباط است، شايد بتوان گفت که مصرف سبزيجات باعث کاهش فعاليت سرم آميلويد، که ماده ای تورم زا در رگ هاست، شده باشد."

دکتر شارمين گريفيتز، سخنگوی "بنياد قلب در بريتانيا" در ارتباط با اين تحقيق آمريکايی گفت: "همواره توصيه می شود که افراد در تغذيه روزانه خود حداقل پنج وعده ميوه و سبزی در نظر بگيرند و نتيجه اين تحقيق نيز بار ديگر بر اين موضوع تاکيد می کند."

 

  
نویسنده : aman ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥

نو شته :- حا جی مجا هد بامیانی





پستتاريخ: 24 خرداد 1385 - 9:13  عنوان: به اطلاع خوانندگان محترم رسانيده ميشود كه قسمت دوم متن مقاله پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

قابل توجه


به اطلاع خوانندگان محترم رسانيده ميشود كه قسمت دوم متن مقاله حاجی مجاهد باميانی تحت عنوان (( کابینه جدید پاداش اها نت بر مصا ئب مردم داغدیده و مقاوم با میان )) با مقاله محترم عوض نبی زاده در ارسال آن اشتباه صورت گرفته ودر سايت وزين « نيما » به نشر رسيده است . اينك متن اصلی مقاله را نشر نموده معذرت خود را به خدمت خوانندگان عرضه ميداريم .



قسمت دوم :-

نو شته :- حا جی مجا هد بامیانی

-- کا بینه جدید پاداش اها نت بر مصا ئب مردم داغدیده و مقاوم با میان افغا نستان :-
كشوري كه از دل بحران ۲۵ ساله بيرون آمده بود، بايد صاحب بنيادهايي مي‌بود كه احساس عدالت و امنيت و قانونيت و رفع تبعيض و تعصب و انحصار و سنت‌هاي قبيلوي را در وجدان اكثريت شهروندان اين كشور خلق مي‌كرد. اين بنيادها با ید بر اصول ثابت و استوري بنا مي‌شد كه راه را براي ساختن يك افغانستان باثبات و مطمين هموار مي‌كرد. به نظر مي‌رسد تفكرات حاكم بر دولت و سياست افغانستان اين اجازه را براي دولتمداران كشور نداد كه به اين مهم توجه جدي و مسئولانه داشته باشند.
مردم بامیان كه به طور طبيعي حمايت‌كنندگان روند صلح و دموكراسي و امنيت و ثبات و قانونيت در كشور اند. سياست كنوني به حمايت اين مردم كوچكترين ارجي نمي‌گذارد و منتظر مي‌ماند كه اين ها به دشمن تبديل شوند و آنگاه به جاي هزينة اندك صد چند بيشتر پرداخته شود تا باز هم دشمني و نفرت كمايي كند. مي‌گويند مصرف نظامي جنگ عليه ترور در افغانستان در يك ماه از مرز دو ميليارد دالر امريكايي تجاوز مي‌كند. اگر اين حرف باور شود، چه واقعيتي را در سياست جاري كشور ما گوشزد مي‌كند؟ از دو ميليارد دالري كه براي جنگ نظامي مصرف مي‌شود چه سهمي براي جلب رضايت و قلوب ميليون‌ها انسان اين كشور استفاده مي‌شود .
در فقدان تصوير مناسب از حكومت مركزي و نقش نيروهاي بين‌المللي در افغانستان، طالبان بر عواطف مردم تسلط يافته اند. ، در تمام مناطق قلب‌هايي پرعطوفت مي‌لرزد و هر سربازي كه از اردوي ملي يا پوليس ملي يا نيروهاي خارجي به قتل رسد، اميدي از يك روزنه براي نجات باز مي‌شود. اين واقعيت را هر كسي كه حد اقل در تجربة سال‌هاي جهاد و مقا ومت در افغانستان شريك باشد، به خوبي مي‌تواند درك كند.
نفوذ گسترده‌اي كه خانوادة سلطنتي با تمام نگرش‌ها و اصول استبدادي و عشيره‌سالاري و تبارگرايي‌ آنان در سياست‌هاي رسمي و غيررسمي كشور وبخصوص در باره مردم بامیان وهزاره جات دارند، نفوذ گسترده‌اي كه عناصر بنيادگرا و بدنام در تعيين خط مشي ملي و بين‌المللي ، نفوذ گسترده و نامحدودي كه حلقات قوم‌گرا و متعصب در سياست‌گذاري‌هاي بنيادي دولت دارند، ... افغانستان را از استفادة موثر و معقول از زمينه‌ها و امكانات موجود آن محروم ساخته است. وقتي همه‌كاره‌هاي سياست‌گذاري‌هاي كشور همين عناصر باشند، طالب و ساير مخالفان دولت تقويت شده بلكه گام به گام جنگ را و سیع ترمي‌سازند.
وضعيت جاري به طور واضح نشان مي‌دهد كه كشانده شدن دامنة مخالفت و نارضايتي و ناامني در ساير نقاط كشور بعید نخواهد بود. بهانه براي نارضايتي و مخالفت در تمام نقاط كشور موجوداست. نيروهايي كه بتوانند از اين نارضايتي و مخالفت بهره‌برداري كنند، نيز بيشتر از جنوب قدرت مانور و حركت دارند. الگويي كه در جنوب ارايه شده و تعقيب مي‌شود، به هيچ وجه الگويي نيست كه منحصر به جنوب بماند و ديگران قدرت كاپي‌برداري و تطبيق موثرتر آن را نداشته باشند. طو ریکه مقا مات در رسمیات میگو یند که «ما در يك كشور با حدود جغرافيايي مشخص، تركيب اتنيكي و زباني و مذهبي مشخص، پيشينة تاريخي و اجتماعي مشخص، نظام سياسي مشخص و سرنوشت مشترك ملي به سر مي‌بريم.» «ما در پيوند با ارزش‌هاي پذيرفته‌شدة بين‌المللي همچون دموكراسي و حقوق بشر و جامعة مدني به سر مي‌بريم.» کا ش که در عمل چنین میبود .
دولت آ قای کر زی در ین اواخر در تناقض با سياست هاي اعلان شده اش دست به سیاست خطر ناک استخدام مليشه ها بر ولایا ت جنوب و جنوب شرق کشور زده است دولت كه بیش از چهار سال به اين سو مليون ها دالر را به مصرف رسانيده؛ تا اسلحه را از دست "افراد غير مسئول" خارج نمايد، اكنون به تشكيل مليشه اقدام نموده است. خلع سلاح مردم تحت پروگرام هاي دي دي آر و داياگ جزئي از تلاش جامعه بين المللي بود تا تنها پوليس و اردوي بر سلاح انحصار داشته باشند . اما تشكيل واحد هاي مليشه در يك بخش افغانستان و گرفتن سلاح از دست مردم در مناطق ديگر با سياست هاي اعلان شده بين المللي در تناقض آشكار قرار دارد. در زمان اشغال افغانستان توسط شوروي دولت كمونيستي به همين منطق به تشكيل گروه هاي مليشه اقدام كرد، اما ديديم که مليشه هاي تشکيل شده در آن زمان نه تنها خلع سلاح نشدند بلکه به حدي نيرومند شدند که زمنينه سقوط حکومت نجیب را آماده کردند. با درنظرداشت اينكه وضعيت امنيتي در كشور در حال خراب شدن است، دولت مجبور خواهد شدتا تعداد مليشه ها را افزايش دهد. مشكل ديگر در اين است كه اين مليشه ها از يك قوم تشكيل شده و تصور اينكه سلاح از دست اقوام ديگر گرفته شده و دولت تنها بر يك قوم اعتماد مي كند؛ براي بسياري نگران كننده است دولت نبا ید این تجر به نا کام را تکرار وکا پی نماید که عواقب نا کوار ببار خواهد آ ورد واز گذ شته باید پند گر فت.
ولایت بامیان یکی از با امنیت ترین ولایات کشور در شرایط کنونی است به همین خاطر درطی مدت بعد از سقوط رژیم طالبان آقای کرزی دو مر تبه از ین ولایت باز دید بعمل آورده است , که در ین سفر ها ایشان وعده های زیادی در زمینه بازسازی امور اقتصادی , اجتما عی, فر هنگی برای مردم ما داده اند, که آن وعده ها درحرف باقی ماند ه و در عمل تا هنوز طی مدت چهار سال حکومت ایشان تحققن نیافته اند ودر پلان های بعدی نیز کدام امید واری دیده نمیشود.
بعد از سقوط حکومت طا لبان مردم عذاب دیده با میا ن امید وار بودند, کار ساختمان سرک شا هر اه آسیائی که کابل را از طریق ولایات وردک , بامیان , دایکندی وغور به ولایت هرات وصل مینماید با جدیت هر چه بیشتر آغاز وتا حال کا رش بخوبی پیش خواهد رفت, تطبیق نقشه ماستر پلان شهری بامیان , اعمار میدان های هوائی -شیبر تو , ده سرخ یکاولنگ دشت غجور ویا تگاب برگ پنجاب , الشیغیجی ورس , اعمار بند برق آبی مر کز بامیان , پیشبر د کار سا ختمان و تر میم آ ثا ر باستانی ,اعمارسه شهرک توریستیکی درشهر بامیان , بند امیر یکاولنگ ودره آجر کهمرد , استخراج معدن آهن حاجیگگ ومعدن ذ غال سنگ اشپشته ,انکشاف زراعت ومالداری , باز سازی شفا خانه ها ومراکز صحی
وکلینیکها وغیره وظائیف بودند ,که باید دولت آنها را عملی مینمود مگر دولت در طی این مدت بیش از چهار سال هیچ کاری را انجام نداده است ولایت بامیان با وجود داشتن امنیت کامل نسبت به دیگر ولایات زمینه باز سازی در آن خوبتر و بیشتر میسر میباشد, مگر مقا مات مسوول کشور درین ولایت کمتر تو جه دارند و با مردم ما هنوز هم مانند سابق از روی تعصب به صفت شهر وندان درجه آخر برخورد میشود, شا ید ما حد واندازه خود را ندانسته ایم که مقا مات بالا ئی حق بجا نب با شند .
توقع بر ده میشود که رهبران سه گا نه حزب وحدت اسلامی افغانستان از تجا رب تلخ و خونین ادوار گو نا گون تا ریخ در بامیان وهزاره جات درس عبرت گر فته به مقام جاه , جلال , ثروت ,خویش خوری , روابط شخصی فا میلی , قومی , هم ولایتی ,هم قشلا قی و غیره بیشتر از ین وابستگی و علا قه نشان ندهند وبالای مردم شهید پر ور ومد افعین را ستین سنگر ها ی دوران جها د و مقاو مت , بخصوص بامیانی ها ی مقا وم ویا ران روزهای دشوار در کنا ر خود ها را فرا موش نکنند وبا لای افتخارات , خون شهدای راه جهاد ومقاومت -
قر بانیان قتل عام ها وزمین های سوخته مردم یکا ولنگ وبامیان خرید و فروش ومعا مله سیاسی بعمل نیاورند. زیرا راه طولا نی ودشوار در پیش رو قرار دارد چو کی , مقام وثر وت افتخارو نیک نامی ببار نمی آورد , بلکه مردم است که شما را شخصیت و رهبر سا خته اند دور بودن شما از مردم ما نند در خت بدون ریشه و بر گ میما ند تا ریخ ومردم در باره عملکرد رهبران سیاسی خود قضاوت خواهد کرد , باید از قضا وت بی رحما نه تا ریخ وجامعه ترسید , که بعدآ افسوس و پیشیما نی بار نیاورد. مردم حا فظه خوب دارند وهر گز مانند رهبران فراموشکار نیستند , به یاد دارند آن روز های جنگ میان گروهی ,جنگ ها ی جها د ومقاومت را که این رهبر ان کنونی سیاسی مردم ما از میان جوا نان هزاره برای اهداف سیاسی و نظامی شان چگونه سر باز گیری مینمودند وبخصوص در هنگام چند بار دست بدست شدن بامیان ویکاو لنگ کفاره گنا هان سیاسی ونظامی این رهبران را مردم بامیان و یکاولنگ با خون اطفال , زنا ن , پیر مردان وجوا نان بی گنا ه ومظلوم خود در برابر متجاوزین ونوکران داخلی آنان پرداختند واین رهبران در زمان شکست , مردم بی دفاع ولایت بامیان را رها کرده وایشان خود ها از طر یق فضا ئی وزمینی از سا حه جنگ بیرون میکشیدند ودر شرائیط جنگی نز د مردم ما عذروزاری میکردند تا ایشان را از اسارت دشمن نجات دهند متآ سفانه در شرا ئیط کنونی این رهبران آن روز ها ی خونین وسخت را به فراموشی سپرده است . ویاران روز های سختی را از یاد برده وبه هم خون , هم قریه , هم ولایت وفا میل خود ها وپول وچوکی فکر مینمایند.امید واریم رهبران ما یاد فراموشی را کنار گذاشته وبا سعه صدر ودیدگاه فرا ختر با مسا ئیل برخورد واقعبینا نه انجام دهند .
رهبران سه گانه حزب وحدت در هر موقع وزمان که از لحاظ سیاسی ونظامی , به حضور فز یکی و معنوی مردم بامیان ضرورت پیدا کرده است مردم ما به این خواست
ونیاز شان همیشه بدون کدام کو تا هی لبیک گفته ومطا بق علاقه ومیل ایشان عمل کرده , قر بانی و جانفشانی های بدون حد وحصر را برای هر کدام بطور جدا گانه انجام داده اند. مثال زنده آن انتخا بات ریاست جمهوری وانتخابات پارلمانی میباشند که در انتخابات ریاست جمهوری مردم بامیان طبقخواست استاد خلیلی با فیصدی معین به طر فداری آقای کرزی و با فیصدی بلند مطابق مشوره به استاد محقق
رآ ی دادند که باعث نیک نامی و سرخروئی این رهبران شدند ودر آن زمان ایشان وعده ووعیدها ی زیادی به مردم ما میدادند وهم چنان در انتخابات پا رلمانی نیز مردم بامیان براساس هدایت این رهبران به کاندیدان مورد نظر شان رأی مثبت به طرفداری آن ها ابراز داشتند وبخصوص استاد اکبری که از لحاظ سیاسی به فر امو شی سپر ده شده بود از طرف مردم ما به صفت وکیل درجه اول با رأی بسیار بلند بالا کشیده شد ایشان نبا ید دین مردم هم ولایتی خود را فراموش نماید . بامیان زمانی پنا گاه امن دوران جهادومقاومت وبعدآ محل رقابت های سیاسی برای
این رهبران بوده است این سرزمین با ستانی - پر آشوب ومحل کشتار های دسته جمعی وزمین سوخته را نمیتوان از خا طره ها زدود باید به آن ارج گذاشت وحقوق سیاسی و افتخارات تا ریخی مردم شان را مد نظر داشت . کمر خد مت برای خلق الله بسته نمایند و از امکانات موجود کمک های خا رجی برای با ز سازی اقتصادی , اجتما عی
وغیره استفا ده اعظمی بعمل آورند , تا در نزد مردم مد یو ن باقی نمانند. .
طور یکه بمشا هده میرسد در طی مدت تقر یبآ چهار دهه ا خیر فا میل سرابی از میان مردا ن وزنا ن این خا نواده در ترکیب کابینه و دیگر مقاما ت عا لی دولتی هر نظام دولتی ا عم , از رژیم شاهی, حکو مت جمهوری , جمهوری دمو کراتیک خلقی وپر چمی ,دولت اسلا می آ قای ر با نی ,دولت انتقا لی , حضور د ا شته اند وهر زما مدار از ین فامیل بخاطر آرایش ورنگ نمودن حکومت های شا ن از لحاظ تر کیب قومی بنام مردم هزاره بهره گر فتند وخد متگذاران مورد اعتماد در تمام نظام ها ی مختلف بوده است و این فا میل یگانه فامیل در باری و اشرافی شده است که تا حد معین مانع رشد دیگر شخصیت های با درد و دلسوز مردم هز ا ره میباشد زیرا آنان در ین باره مها رت خاصی را درنظام های گو نا گون کسب کر ده اند که چگونه به هر رژ یم
خودها را چسپانیده ومورد توجه قرار دهند , از جمله میتوان تقرر حبیبه سرابی را در مقام والی بامیان تذ کر داد , گر چه ولایت بامیان از لحاظ داشتن شخصیت ها ی تحصیل کر ده ودلسوز به آن اندازه فقیر نیست که والی آن از مناطق دیگر کشور مقرر گردد. که این عیب بزرگ برای مردم ما میباشد , آرزو دارم مقا مات عا لی کشور این نقیصه را رفع نموده ودر آینده از میان این خانواده ومر بوطین آنان بنام مردم هزاره معا مله سیا سی نکرده و حکو مت را از نام مردم ما آرایش نکنند چون آن ها از مردم هزاره نما ینده گی کرده نمیتوانند درشرا یط کنونی این خا نواده بیک کا لبود فرسوده ونا کار آمد سیاسی مبدل گر دیده است هزاره ها آنرا از خود طرد نموده است چنا نچه :-
یک شا عر محلی با میان که در مدح وهجو والی بامیان داکتر حبیبه سرابی شعر ی سروده است خد مت خوا ننده گان تقدیم میشود .


والی شدیم اصل از سری آوم ****** از خاطر قدرت همیشه تووم
بلدی جیب خو مه هر کار موکونوم ****** پیش هندو رفته طومار موکونوم
ده مردم هر رقم واده می دیم ****** وادی شاری نو و جاده می دیم
موگیم که از شاری غزنی امادیم ****** بلدی پیسه سری چونی امادیم
امیری فولادی یاور مه استه ****** رجب طراحی نقشه گر مه استه
حارنوال عزیز و جمع رفیقا ****** همه مطیع و فرمانبر مه استه
غلامعلی وحدت به شه ده جایشی ****** صابره جان سکر ترمه استه
ولسوالایی شش گانه ولایت ****** ماهی یکبار ده دانی درمه استه
آمر تلویزیون ملی بامیان نقی احسانی تبلیغ گر مه استه
مه نمره صد گرفتم از بیکاری ****** حامد کرزی حمایت گرمه استه
هر را موروم در توکیو و جاپان ****** معاوین و شاروال هم سفر مه استه
حاجی واثق رئیس معارف ****** احترام گر و دست ماخ گر مه استه
رئیس اداری ولایت حاجی قاسم ****** چاپلوسی دانی دفتر مه استه
آقای داکتر احسان غزنوی ****** همیشه ده مد نظر مه استه
آقای حاج عزیز الله حمیدی ****** او تلفون چی و نوکر مه استه
رئیس امنیت آقای واثق ****** او چغولک و خبر گرمه استه
ده پلان ده ساله ولایت ****** خیر آبادی صاحب نظر مه استه
رئیس ختونو فاطمه کاظمیان ****** او نازدانه مثل دختر مه استه
جناب محفوظ الله تیموری ****** بختگ مجلس و خنداور مه استه
رئیس انکشاف دهات ولایت ****** عبدالرب غل بد اختر مه استه
رئیس شهدا اقای جعفری ****** در شهدا چپاولگر مه استه
بابه محسنی عضو شورای ولایت ****** ده هر مجلس تعریف گر مه استه
هر کم کاری کنم ده شهر بامیان ****** شورای ولایتی ده برمه استه
حق مردمه لغد کوی موکونوم ****** حقوق بشر خلاص گرمه استه
رئیس دانشگاه عارف یوسفی ****** او مزدورک علم آور مه استه
دروم در سرآسیه خیلی زمین ****** قواله شی پیش پدرمه استه
باچی مه می خوانه مکتب ترکی ****** خرجی تحصیل شی از دفتر مه استه
ولایت چوکی خوبه بلدی مه ****** ده بانک خارجی دالر مه استه
یه گو رایی که مه موروم د کابل ****** بادی گاردا ده دورو بر مه استه

من به صفت یکی از با شنده گان با میان و یکی از سپا هیان , دوران جهاد و مقا ومت در باره مظلو میت مردم با میان و خوا سته های عمومی ومحلی شان به خصوص حضور در کا بینه جدید از شما رهبران عالی قدر تمنا مینمایم که سهم مردم بامیان را در تر کیب کا بینه ودیگر مقا مات عالی لشکری وکشوری مد نظر داشته ودر باره باز سازی آن توجه دلسوزانه فرما یند.و در مقرری افراد به مقامات دولتی در مرکز وولایت بامیان از شخصیت های با درد دلسوز به مردم و تحصیل کرده و بی طرف این ولا کار بگیر ند که اجر دنیوی و اخروی نصیب شما شوند . انشا ء الله وتعا لی
ومن الله تو فیق

  
نویسنده : aman ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٥

جواب سئوال هفته،

جواب سئوال هفته،
 
پاسخ درست

تيم هايی از دانشگاه آزاد آمستردام و دانشگاه شيکاگو اخيرا با بررسی داده های مربوط به هشت هزار دوقلوی همانند و غيرهمانند دريافته اند وراثت نقش بسيار مهمی در گوشه گيری دارد.
محققان که نتايج مطالعه آنها در نشريه "ژنتيک رفتاری" Behavior Genetics منتشر شده است گفتند اين نشان می دهد که کمک به افراد گوشه گير فقط با تغيير محيط ممکن نيست.

محققان اظهار می دارند که حس تنهايی و انزوا ممکن است از رفتارهای دوران ماقبل تاريخ، زمانی که گردآوران- شکارچيان عمدا از ديگران پرهيز می کردند تا مجبور نشوند غذای خود را با آنها شريک شوند، سرچشمه بگيرد.

اين باعث می شد که اين افراد بهتر تغذيه کنند و بنابراين شانس بقا و تناسل آنها افزايش می يافت.
اما آنها افزودند که اين تاکتيک جنبه ای منفی هم داشت و آن اينکه باعث اضطراب، گرايش به خصومت ورزی، نفی گرايی و جمع گريزی می شد.

با اين حال برخی کارشناسان يادآور می شوند که نقش هيچ يک از اين عوامل در گوشه گيری مطلق نيست.

به گفته آنها مردم می توانند رفتارهايشان را در محيط خانواده آموخته باشند بنابراين امکان ترک عادات با استفاده از رفتاردرمانی مغزی (سی بی تی) و روان درمانی وجود دارد.

  
نویسنده : aman ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

فزايش کلسترول خوب، خطر سکته قلبی و مغزی را کاهش می دهد'

فزايش کلسترول خوب، خطر سکته قلبی و مغزی را کاهش می دهد'
 

.
برخی داروها می توانند سطح کلسترول'خوب' را بالا ببرند

يک آزمايش گسترده بين المللی در حال اجرا است که هدف از آن روشن کردن اين موضوع است که آيا مداوا برای افزايش آنچه که کلسترول خوب خوانده می شود می تواند از سکته قلبی و مغزی جلوگيری کند يا نه.

کلسترول خوب- يعنی تراکم زياد ليپوپروتئين-DHL- می تواند خطر بيماری های قلبی را با خارج کردن چربی از جريان خون، کاهش دهد.

در اين مداوا، افزايش مقدار ليپوپروتئين همراه با داروهايی است که کلسترول های بد را که می تواند خطر بيماری قلبی را افزايش دهد کاهش می دهد.

اين تحقيقات که دانشگاه اکسفورد در آن پيشگام است بر روی ۲۰ هزار داوطلب صورت می گيرد.

برای اينکه بيماری بتواند در اين تحقيقات شرکت کند بايد در گروه سنی ۵۰ تا ۸۰ سال قرار داشته و سابقه بيماری قلبی، سکته مغزی و يا بيماری های عروقی را داشته باشد.

نزديک به ۷۵۰۰ زن و مرد از سراسر بريتانيا برای شرکت در اين تحقيقات انتخاب خواهند شد. داوطلبانی از چين و کشورهای اسکانديناوی بقيه بيماران داوطلب برا ی شرکت در تحقيقات را تشکيل می دهند.

ماده اصلی در داروی آزمايشی نياسين، است که که ثابت شده کلسترول خوب را بين يک چهارم تا يک پنجم افزايش می دهد و در عين حال ميزان چربی مضر يعنی تريگليسيريد، را کاهش می دهد.

ولی استفاده درازمدت از نياسين در بيماران دارای عوارض جنبی ناراحت کننده از جمله التهاب و برافروختگی است.

برای مقابله با اين عوارض، نياسين را با داروی ديگری موسوم به پروستاگلاندين D2- ترکيب می کنند که می تواند مانع توليد ماده ای شود که موجب برافروختگی شخص می شود.

تيم واحد آزمايشات کلينيکی در اکسفورد، سابقا آزمايشات مهم در باره محافظت قلب را انجام داده است که نشان داد با استفاده از استاتين ها برای کاهش کلسترول بد يا افزايش کلسترول های خوب، می توان از يک سوم سکته های قلبی يا مغزی جلوگيری کرد.

ولی در ميان کسانی که هم اکنون دارای بيماری های عروقی هستند، حتی با وجود مصرف استاتين ها ،خطر به قوت خود باقی می ماند و برای کاهش کلسترول های بد کار زيادی نمی توان کرد. بهمين جهت است که پژوهشگران در حال تحقيق برای پيدا کردن راه هايی هستند که در عين حال ميزان کلسترول خوب نيز افزايش يابد.

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

نواندیش

 

            نواندیش

ایده ء برگردانیدن کوچی ها به هزاره جات

              

کو چی گری در افغانستان پیشینه ء طولانی دارد. اما این پیشینه به هیچ عنوانی نمیتواند از جمله ء افتخارات تاریخی کشور ما به شمار رود . بر خلاف یکی از پدیده های که چون لکه ء ننگی بر دامان حاکمیت های استبدادی نشسته است  ، پدیده ء کوچی گری است. حاکمیت ها ی خود کامه در افغانستان  آگاهانه کوچی هارا در فقر و  بی سوادی نگهداشتند تا بدین وسیله از اسکان آنها جلوگیری نمایند. کوچی ها خا نه های شان را که عبارت از همان غژدی ( خیمه ) های سیاه میباشد بر دوش می کشند و هزاران کیلومتر راه را با پای پیاده طی می کنند تا مواشی شان را به چراگاه ها برسانند.

             ادعا می شود که گویا در افغانستان چند میلیون کوچی وجوددارد. نخست در نبود سر شماری نفوس در کشور چگونه میتوان به صحت و سقم این ادعا اعتماد نمود؟  ثانی اینکه تبعه ء یک کشور باید سند تابعیت ـ به اصطلاح ما تذکره - داشته باشد. مانند هر شهروند دیگر خدمت سربازی را سپری نماید ، مالیه بپردازد و درسایر امورات ملی سهیم گردد. در حالیکه کوچی ها فصل زمستان را در پاکستان می گذرانند و در تابستان به افغانستان با مواشی شان بر میگردند و در دوران سلطنت ظاهر خان و داود خان ، پای شان تا به هزاره جات می رسیدند واینکه چه ماجراهای از حضور آنها در آنجا ، به وقوع می پیوست ، دراین مقال اشاره های بدان خواهیم داشت. اما نمیدانم که با کدام استناد کوچی هارا تبعه ء افغانستان بدانیم. وقتی که در پشاور ومناطقی دیگری پاکستان بلامانع گشت و گذار می کنند ،  پاکستانی ها ادعای تابعیت آنهارا نخواهند داشت ؟ ویا اینکه کوچی ها مادام العمر نه پاکستانی خواهند بود و نه افغانستانی. کوچنده گی برهانی شود در عدم پذیرش سند شهروندی آنها. اما این بدان معنا نمی باشد که ما کوچی هارا از تابعیت کشور محروم نماییم. بر خلاف دولتمردان افغانستان که اکنون از  سخاوت مالی  جامعه ء جهانی برخوردارند ، مسئله ء اسکان کوچی هارا در دستور روز قرار بدهند تا کوچی های علاقمند به اخذ سند تابعیت افغانستان ، در فرایند مناسبات اجتماعی کشور تداخل یابند وبا استفاده از اقامت دایمی ، فرزندان شان به فراگیری تعلیم و تحصیل پرداخته ، از نور علم و دانش منور گردیده و بدین وسیله از صحرا گردی و زنده گی مشقت بار بدوی در هیئت کوچی گری ، رهایی یابند.

           در این روزها با گر م شدن هوا ، بار دیگر سعی بر این است که کوچی هارا مانند گذشته به هزاره جات بر گردانند تا مواشی شان از مرا تع آنجا استفاده نمایند ودر این رابطه از سوی دولت کمیسیونی موظف گردیده تا به حل مشکلات میان کوچی ها و هزاره ها بپردازند گفته میشود که کوچی ها مسئله ء برگشت  ودعوای زمین های که در هزاره جات قبلاً غصب کرده بودند ، مطرح نموده اند. ولی قبل از آنکه پیرامون ز یان این " ایده ء برگشت " مکث نماییم ، کمی به گذشته بر می گردیم.

         روشن است که عبدالرحمن پس ازجنگ خونین با هزاره ها ، فتح هزاره جات را کمایی نمود. اما او سلسله ء از تهدید و ارعاب  را در برابر هزاره ها به جریان انداخت که آغازش با قتل عام ، شکنجه ، زندان ها وسیاهچال های مخوف همراه بود. پس از آن این روش در قبال هزاره ها به گونه های مختلف اما با ماهیت واحد " سیاست عبدالرحمان خانی "دنبال گردید- البته به استثنای دوره ء امان الله خان . اگر از تشدد واستبداد چند بعدی نادر خان و هاشم خان نسبت به هزاره ها بگذریم ، دونمونه را در دوره ء زمامداری ظاهرخان می آوریم :

          ۱-  حواله ء " روغن شرکت " ( * ) و قیام ابراهم خان گاو سوار. ۲ -  حضور کوچی ها در فصل گرما.

                 حواله ء  " روغن شرکت " وقیام ابراهم خان گاوسوار :    

            شنیدن اصطلاح " روغن شرکت " قبل از سال ۱۳۳۲ ه. ش ، مو بر تن هر خانواده ء هزاره راست می نمود. ماجرا از این قرار بود که دولت وقت طی فرمان رسمی ،  هر خانواده ء هزاره راملزم ساخته بود که از فی مواشی خود سالانه مقداری " روغن زرد "  به دولت تادیه نماید. این امریه طور ترتیب شده بود که شامل مجموع مواشی می گردید ، بدان معنا که هر خانواده ، از هر راس مواشی که در خانه داشت پس از شمارش آنها ناگزیر بودند که روغن زرد ، تحویل حکومتهای محلی نمایند. این مواشی شامل گوسفند ، بز ، گاو شیری ، گاو قلبه ای ( نرینه )، اسپ ، مرکب ، بره ، گوساله وخلاصه آنچه که به نام مواشی در خانواده های هزاره وجو داشتند به وسیله ء نماینده گان حکومت های محلی محاسبه می گردید ومقدار قابل پرداخت روغن زرد ، به مالکان مواشی ابلاغ میشد و بعد این شمارش و مقدار روغن قابل پرداخت ، قید اوراق حکومتی می گردید و لیست آن به مرکز فرستاده می شد و هر خانواده ناگزیر بود که سال بعد بر اساس همان محاسبه و مقدار تعیین شده ء روغن زرد را به حکومت های محلی تادیه نمایند. اگر خانواده های که به همان موعد معین قادر به پرداخت نمی شدند. با شلاق ، زندان و ازدست دادن زمین های شان ، استقبال می گردید. خواننده گرامی ، توجه کرده اند که این پرداخت تنها شامل مواشی شیر ده ، نمی شد ، بلکه مواشی نرینه ومواشی غیر شیرده را نیز در بر میگرفت. شاید این نمونه ء استبداد در تاریخ ، روش منحصر به فرد باشد که از سوی حاکمیتهای " هزاره ستیز " در افغانستان ، اعمال گردیده است. صدها خانواده به خاطر عدم استطاعت نسبت به پرداخت " روغن شرکت " ، سر زمین آبای خودرا ترک گفتند و راهی دیارهای بیگانه شدند. فراموش نشود که با وجود که هزاره جات به داشتن روغن زرد ، معروف است اما به دست آوردن روغن زرد ، از امکان هزاران خانواده ء فقیر خارج است. پس روشن است که حواله " روغن شرکت " از سوی دولت ، تا چه حدی برای این خانواده ها کمرشکن وغیر قابل تهیه بوده اند.

                    بنا بر همین  ظلم آشکار بود که قهرمان مردی به نام ابراهم خان معروف به " بچه ء گاوسوار " رایت مبارزه را برافراشت و به تمام خانواده های هزاره ابلاغ کرد که از پرداخت " روغن شرکت " سرپیچی نمایند. مردم به این صدا لبیک گفتند و در عقب قهرمان شان از دل و جان ایستادند وخطر را پذیرا شدند. وقتی که دولت خود را در تیر رس یک حرکت مردمی دید از سر ناچاری عقب نشینی نمود و فرمان خویش را لغو کرد. اما ابراهم خان را با تمام خانواده واقاربش در بغلان تبعید نمودو زمین هایش را به ضبط دولت در آورد. ولی ابراهم خان به عنوان یک قهرمان ، حماسه ء ماندگاری را از خود به جا گذاشت که در تاریخ نسل اندر نسل هزاره نام پر افتخار بوده و خواهند بود.

            ۲- حضور کوچی ها درفصل گرما :

              هزاره جات و عمدتاً در مناطق دایزنگی ، در واقع شش ماه زمستان است. زمین های خشک و کم حاصل دارد. از اشجار مثمر ـ به استثنای شهرستان - خبری نیست. کوهها صعب العبور است راه های تنگ و بزرو دارد  سرکی که هزاره جات را به کابل وصل میکند ، خامه و ترددترانسپورت در آن خطرناک بوده که هر لحظه خطر سقوط می رود و این سرک در زمستان های طولانی هزاره جات ، قابل استفاده نمی باشد. علفچر ها به آن حدی نیست که بتواند محل چراگاه ءدههاهزار مواشی کوچی ها گردد. اکثر کوههای هزاره جات خشک و بی آب و علف است. خلاصه طبیعت هم کدام سخاوت نسبت به هزاره ها نداشته تا بتوان سرزمین آنرا سرزمین غنی بنامیم. به جزء آنکه سرک اسفالت شده ء هزاره جات  را به مرکز وصل نماید ، بند های برق اعمار گردد ، معادن کوهها استخراج  گردد ، از آهن کوتل حاجی گک استفاده شود ،‌ سرب و ذغال فراوان که در هزاره جات موجود است ، مورد بهره برداری قرار گیرد و... آنگاه چهره ء سرزمین هزاره جات تغیر خواهد نمود و مردم از اسارت اقتصاد طبیعی وبدوی به یک اقتصاد سازمان یافته ء امروزی عبور خواهندکرد. اما ما اکنون از این دست آوردها بسیار دور هستیم وتاجای که دیده می شود نیت  " خودی " ها هم نیت دلسوزانه و بهبود خواهانه نسبت به جامعه ء هزاره نیست چه رسد به دیگران که در پی اندیشه ء خواستگاه و جایگاه ء خویش اند. بگذریم از موضوع دور نشویم.

            کوچی ها همگام با مواشی شان در طی کاروان های طولانی از استقامت سرک و کوهها ، مجهز باسلاح ـ عمدتاً تفنگ - وارد هزاره جات می گردیدند. در دومسیر جاده ء موتر رو ، زمینهای زراعتی ـ عمدتاً گندم ، باقلا ، مشنگ وکلول ـ قراداشتند در گام نخست  شتر ها و گوسفندان کوچی ها زمین های کشت شده رامی چریدند. این آغاز تنش میان کوچی ها و هزاره هابود که منجر به درگیری های خونین نیز می گردید . طبیعی بود که در این درگیری ها کوچی ها دست بالا تر داشتند به دودلیل :

           ۱-  کوچیها مجهز با سلاح بودند. در حالیکه داشتن یک تفنگ در خانه ء هزاره ، جرم نابخشودنی و خطر ناک به شمار میرفت.        ۲ - حکومت های محلی ، کلاً همدست و پشتیبان کوچی ها بودند.      

کوچی ها در سراسر هزاره جات به سوی علفچر ها ، هجوم می آوردند. آنها بر فراز کوهها وتپه ها غژدی های شانرا بر می افراشتند و مناطق هر خیل از قبل معلوم بود ودر این مواقع هزاره ها از تردد به این مناطق خودداری میکردند. اما آنها وقتی که علفچر ها را برای مواشی شان کافی نمیدانستند ، در شب ویاروز به زمین های زراعتی هجوم می آوردند. زمینی که به هزار مشقت آنهم به شکل بدوی آن کشت گردیده بود . در برابر چشمان کشت گران آنها ، چراگاه ء مواشی کوچی ها میگردید. وقتی از تحمل مردم خارج می شد دوباره در گیری آغاز می گرديد و اگر این تنش به مرگ کسی از کوچی ها می انجامید ، دیگر ساکنان آن قریه ویا قصبه امید زیستن در سرزمین شان را نداشتند. زندان ، شکنجه و تبعید لازمه ء مردان قریه بود. اما اگر هزاره ای کشته میشد بازخواست آن در حکومت محلی می خوابید و تا مرکز ولایت هم نمی رسید و سر انجام قاتل برائت می یافت. از زمانی که کوچی ها به هزاره جات می آمدند تا بازگشت شان به سمت پشاور ، حکومت های محلی وظیفه ء حراست از آنهارا به عهده داشتند. ملک های کوچی طور رفتار می کردند که هیچ تفاوت میان آنها و حاکم محلی وجود نمی داشت. به همین دلیل ملک ها بخش از زمین های زراعتی هزاره ها را تصاحب کردند وبه نام خودشان از حکومت های محلی حامی خویش ، قباله ء شرعی گرفتند. نمونه های بسیار متعددی در رابطه به حمایت بلا منازع حکومت های محلی و مراکز ولایات هزاره نشین و جود دارد که در این مختصر یاد آوری همه ء آنها میسر نمی باشد. یک نمونه در سال ۱۳۵۴ ه. ش در ولسوالی پنجاب ولایت بامیان ، به وقوع پیوست :

-   مردم ولسوالی های پنجاب ، یکاولنگ وورس ، از چرانیدن مواشی کوچیها بالای زمین های زراعتی شان به مرکز ولایت شکایت بردند. با الا خره قوماندان امنیه ء ولایت ـ از ذکر نامش خودداری می کنم - موظف گردید که به حل این ماجرا بپردازد. مجلس بزرگی از سران کوچی ها و موسفیدان ، اربابان و علمای مناطق متذکره در ولسوالی پنجاب تدویر یافت و لودسپیکری نیز برای رسانیدن صدا آماده گردید. پس از چند گفتگوی مختصر ، قوماندان امنیه ء ولایت در پشت مکرافون قرار گرفت و با صدای جهر اعلام نمود:

-  کوچی ها ، اگر شتران شما زمین های زراعتی هزاره هارا نمی چرند ، من خودم شتر  می شوم و این زمین هارا می چرم.

          این بود حل عادلانه ء این ماجرا آنهم بدست قوماندان امنیه ء ولایت ( ! )  در همین مجلس بود که یکی از علمای بیداردل ، صدای اعتراض خودرا در برابر قوماندان امنیه ء ولایت بلند نمود ، اما فی المجلس ، آواز اورا باضرب چوب و لگد خاموش کردند.

 ـ کوچی ها به این هم اکتفا نمی کردند ، آنها تکه های بی کیفیت و بد ریخت پاکستانی را با خود می آوردند ، این تکه هارا از فراز روزن بام خانه ـ خانه های هزاره های مرکزی دروسط بام خویش روزن دود رو داشتند که به شکل عمودی متناسب با تنور خانه بود - به پایین پرتاب میکردند ونام ریئس فامیل را می گرفت ومیگفت :

-  فلانی ،  سال بعد  این مقدار پول ویا روغن را برای من پرداختنی هستی. 

                 این خودش تداوم ماجرای " روغن شرکت " بود به گونه ء دیگر. سال بعد هر خانواده ناچار به پرداخت قرض ناخواسته ء شان بود. بازهم صدها خانواده به دلیل فقدان استطاعت پرداخت قرض کوچی ها ، ده ودیار شانرا ترک گفتند وآواره گردیدند.  ملک های کوچی در هزاره جات شاهانه می زیستند ،آ نها با داشتن هزارها مواشی و استخدام کوچی های غریب ، خدمه های زیادی داشتند وبرای خود قلعه های مستحکمی با برج های ترصد ، آباد کردند تا از خطر جنگ احتمالی با هزاره ها در امان بمانند. حاکم محل و ملک کوچی ها  در پیوند تنگاتنگ با همدیگر قرار داشتند تا بدین وسیله به هزاره بفهمانند که کوچی ها شریک حاکمیت است و طبیعی بود که از زمان عبدالرحمن تا آنوقت هزاره ها به معنای استبداد گری در وجود حکومت های محلی ومرکزی به خوبی آشنا بودند. گرفتن نام یک سپاهی عادی حکومت محلی کافی بود که یک قریه را به شوک بیاورد چه رسد به حاکم ، قاضی ، ملک کوچی ، ضابط ولسوالی ویا یک کا تب معمولی احصاییه. این نام ها در ذهن یک هزاره به مثابه نام های خطر آفرینی بود که هرکدام می توانستند سرنوشت دهها و صدها خانواده را به تباهی بکشانند.  پس از کودتای ثور ۱۳۵۷ ، فعل و انفعالات که صورت گرفت ، کوچیها نتوانستند که به هزاره جات بر گردند. اگر دوره ء طالبان را ازین رده خارج کنیم ، تنها سال پار کوچیها بارفتن خویش به صوب بهسود مربوط ولایت میدان - وردک ، با مقاومت شدیدی مردم محل مواجه گردیدند. اکنون که ایده ء برگشتاندن کوچی ها به هزاره جات ، مطرح است ، ذکر چند نکته را لازمی میدانم:

        ۱- حوادث قریب به سه دهه در افغانستان همانگونه که در ذهن و اندیشه ء همه هموطنان ما تاثیر گذار بوده  ، بدیهی است که جامعه ء هزاره را نمیتوان از این امر مستثنی ساخت.

        ۲ - امن ترین نقطه ء افغانستان ، سرزمین هزاره جات است. با حضور مجدد کوچی ها این ثبات بر هم می خورد. در کنار سایر نا آرامی ها ، کشور با چالش جدیدی مواجه خواهدشد.

       ۳ - طلسم استبداد حکومت های محلی به مثابه پشتیبان کوچی ها در ذهن هزاره ها شکسته است. مسلماً که حکومت های فعلی محلی نمیتوانند حامی کوچی ها باشند.

       ۴ - ادعای زمینهای به اصطلاح متعلق به کوچی ها به هیچ عنوانی بنیاد حقوقی ندارد چون این زمین ها بازور و پشتیبانی همه جانبه ء حکومت های محلی از سوی کوچی ها غصب گردیده است.

       ۵ - با توجه به گشت و گذار کوچی ها در پاکستان ، تصور محض نخواهدبود که عوامل نفوذی پاکستان در میان آنها نباشند. پاکستان  به بی ثباتی هزاره جات مانند سایر مناطق افغانستان بی علاقه نمی باشد.

          از دید این قلم ، به جای اینکه کوچی ها را به هزاره جات برگردانند ، مسئله اسکان آنها باید در سطح ملی با طرح یک استراتژی دقیق مطرح شود. این یک معضله ء ملی است که نباید ارباب قدرت از کنار آن به ساده گی رد شود. بر خورد با این پدیده از صلاحیت یک کمیسیون بالا بوده باید پارلمان افغانستان به آن رسیده گی نماید. ورنه اگر ایده ء برگردانیدن کوچی ها به هزاره جات جامه ء عمل بپوشد ، میزان ثبات در مناطق مرکزی بهم خورده و طراحان این ایده به دستان خویش را کشور رابا تنش جدیدی مواجه خواهند ساخت. زیرا مردمان این مناطق آرزوی برگشت کوچی هارا ندارند و به محض برگشت آنها از سرزمین های شان دفاع می نمایند.

             ( * ) اینکه چرا این حواله را به نام " روغن شرکت " مسمی ساخته بودند ، برای نگارنده  مجهول است. شاید دولت با چند سهمدار درآن شریک بوده

  
نویسنده : aman ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥

مصرف لبنيات شانس داشتن فرزند دوقلو را افزايش می دهد

مصرف لبنيات شانس داشتن فرزند دوقلو را افزايش می دهد
 

نوزادان دوقلو
پروتئين موجود در جگر حيوانات احتمالا به داشتن دوقلو کمک می کند

تحقيقات تازه نشان می دهد که يک رژيم غذايی که در آن فرآورده های لبنياتی زياد باشد، شانس اين که يک زن باردار، دوقلو به دنيا آورد را به مقدار زيادی افزايش می دهد.

طبق اين تحقيقات که توسط يک مجله علمی صورت گرفته، زنانی که شير زياد می نوشند ۵ برابر بيشتر از زنانی که فرآورده های حيوانی نمی خورند شانس داشتن فرزندان دوقلو دارند.

شمار فرزندان دوقلو در طی ۳۰ سال گذشته به نحو قابل توجهی و در بعضی کشورها تا ۵۰ درصد افزايش يافته است.

به عقيده متخصصين مداواهای نازايی و اينکه زنان باردار شدن را به تاخير می اندازند می تواند به توجيه اين موضوع کمک کند.

ولی بنا بر تحقيقات مورد بحث رژيم غذايی نيز می تواند نقش مهمی در اين مورد داشته باشد.

در اين بررسی ها شمار مادران صاحب دوقلو که شير زياد مصرف می کرده اند با آن دسته از زنان صاحب دوقلو که گياه خوار بوده يا فرآورده های حيوانی نمی خورده اند مقايسه شده است.

تصور می شود پروتئين موجود در جگر حيوانات نقش مهمی در اين مورد بازی می کند. اين ماده کهIGF خوانده می شود در شير گاو و ساير فرآورده های حيوانی ديده می شود.

خوردن اين پروتئين موجب حساسيت بيشتر تخمدان های زنان شده و ميزان تخمک هايی را که توليد می کند افزايش می دهد. ميزان بيشترIGF، به شانس زنده ماندن جنين در مراحل اوليه تشکيل، کمک می کند.

اين تاثيردر کشورهايی مانند آمريکا که خوراندن هورمون های رشد به دام ها مجاز است احتمالا بيشتر خواهد بود.

پژوهشگری که مسئول اين پروژه است می گويد زنانی که به فکر باردار شدن هستند، از آنجا که به دنيا آوردن نوزاد دوقلو با مشکلاتی همراه است، بهتر است برای کاهش احتمال داشتن دوقلو در خوردن گوشت و فرآورده های لبنياتی امساک کنند.

  
نویسنده : aman ; ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥

کاوش مغز در جستجوی علائم خوشبختی

کاوش مغز در جستجوی علائم خوشبختی
 


 

 
برای هزاران سال بشر در جستجوی شادی، رضايت و خوشبختی بوده است، اما مشکل اين است که رضايت و شادی همواره مفاهيمی مبهم و دست نيافتنی تلقی شده اند.

موش آزمايشگاهی
عصب شناسان سعی کرده اند در موش شادی مصنوعی پديد آورند

اخيرا دانشمندان متخصص مغز و اعصاب در يک برنامه بی بی سی تحت عنوان "دستورالعمل خوشبختی"، گفته اند که رضايت يک حالت ملموس و حاصل فعاليت مغزی است که می توانيد آن را ببينيد و حتی اندازه بگيريد. مقاله دکتر کرينگلباخ که به تهيه اين برنامه کمک کرده است را می خوانيد.

"در نوامبر 2005، دالای لاما برای سخنرانی در يک نشست سالانه انجمن علوم عصب شناسی در واشنگتن دی سی دعوت شده بود.

هرچند آن رويداد خالی از جنجال نبود، اما سخنرانی او در مجموع مورد استقبال قرار گرفت و رهبر روحانی تبت بسياری از دانشمندان را به خاطر بينش باز خود، به خصوص در مورد اعتبار کاوش های عصب شناسی، شگفت زده کرد.

دالای لاما ذهن يک آدم عادی را "يک دردسرساز" توصيف کرد و اعتراف کرد که او "هنوز خشم و وحشت را احساس می کند."

مراقبه، به گفته وی، می تواند کمک کند. اما او خصومتی با ساير شيوه ها ندارد و گفت حاضر است برای عصب شناسانی که می خواهند راه ساده تری برای فرونشاندن "دردسرسازی های مغز" بيابند به عنوان بيمار داوطلب شود.

جستجوی خوشبختی برای بسياری از ما يک مشغله دائمی است و احتمالا از زمان پيدايش بشر چنين بوده است.

با اين حال معدودی از ما به وضعيتی که در آن رضايت از زندگی يک حالت دائمی است نزديک می شوند.

و حتی زمانی که شادی در نهايت سراغ ما می آيد، فقط آن را پس از آنکه گذشت تشخيص می دهيم.

اسکن مغزی
دانشمندان می گويند اندازه گيری شادی را آغاز کرده اند

علم عصب شناسی شادی و خوشبختی هنوز در دوران نوزادی است.

تاکنون، تمرکز تحقيقات عصب شناسی در اين زمينه بر دو خويشاوند نه چندان نزديک از احوال بشری، يعنی "لذت" و "هوس"، متمرکز بوده است.

به نظر می رسد حس "پاداش" در مورد هر دو آنها نقش محوری داشته باشد و بنابراين دست کم از ابتدای قرن بيستم توسط متخصصان روانشناسی رفتاری در ساير حيوانات مورد مطالعه بوده است.

مرکز لذت

در مطالعات دهه 1950 دو روانشناس به نام های جيمز اولدز و پيتر ميلنر که در دانشگاه مکگيل در کانادا کار می کردند دريافتند که موش ها برای دريافت پالس های خفيف الکتريکی از طريق الکترودهايی که در اعماق مغز آنها کار گذاشته شده بود دسته های ويژه ای را فشار می دهند.

زمانی که محرکه ها نواحی خاصی از مغز را هدف می گرفت، موش ها دسته را مکررا فشار می دادند - گاهی تا دو هزار بار در ساعت.

در واقع کليه رفتارهای عادی آنها از جمله خوردن، نوشيدن و جفتگيری در جريان اين آزمايش قطع می شد.

آن يافته ها ظاهرا به اين معنی بود که اولدز و ميلنر مرکز لذت در مغز را پيدا کرده اند و چنانکه معلوم شده اين مرکز دارای سطح مشترک با نواحی صدمه ديده در بيماری پارکينسون است.

ماده اصلی که به مخابره علائم عصبی در اين نواحی کمک می کند دوپامين است، و به همين دليل دوپامين فورا "ماده لذت" مغز نامگذاری شد.

مطالعات ديگری در دهه 1960 توسط رابرت هيت در دانشگاه تولانی در آمريکا به روی انسان ها انجام شد. او در برخی آزمايش ها به روی بيماران روانی که به لحاظ اخلاقی سوال برانگيز بود، سعی کرد از يافته های اولدز و ميلنر بهره بجويد.

آنها حتی الکترودهايی در مغز کار گذاشتند تا برای درمان همجنسگرايی تلاش کنند. اين خط مطالعه در نهايت متوقف شد.

هرچند محققان در برخی از بيماران شاهد رفتاری مشابه آنچه موش ها به نمايش می گذاشتند بودند، اما از روی گزارش های اين بيماران معلوم نيست که نصب الکترودها واقعا باعث لذت واقعی شده باشد.

خواستن و دوست داشتن

در عوض، مطالعات تازه توسط کنت بريج، در دانشگاه ميشيگان در آمريکا، حاکی است که الکترودها ممکن است نواحی مرتبط با هوس را فعال کرده باشند نه لذت را.

مورتون ال کريگلباخ
 لذت و هوس احساسات پيچيده ای در انسان هستند بنابراين چيزهای جالب زيادی درباره آنها هست که بايد بياموزيم
 
دکتر مورتون ال کريگلباخ

بريج با تحقيق درباره سيستم پاداش در موش ها، دريافت که آنها غذاهای خوش يا بد مزه را با حالت های خاص چهره نمايش می دهند.

غذاهای شيرين باعث می شود آنها لب هايشان را با حالتی که نشانه رضايت است ليس بزنند، همانطور که نوزاد انسان چنين می کند، اما وقتی که غذای تلخ می خورند زبانشان را با حالتی از انزجار لوله می کنند.

زمانی که بريج سطح دوپامين در بدن موش را تغيير داد دريافت که حال آنها تغييری نمی کند.

بنابراين او می گويد بايد ميان هوس و لذت - خواستن و دوست داشتن - تفاوت قائل شد چه در مورد مرکز و سرچشمه آنها در مغز و چه مواد شيميايی عصبی که اين حالت های ذهنی را واسطه می شوند.

به نظر می رسد که دوپامين کدهای هوس را ارسال می کند درحالی که اوپيوئيد، که حاوی ترکيب های طبيعی شبيه به مورفين بدن است، ارتباط نزديکتری به لذت دارد.

با اين حال روشن است که موش ها متفاوت از انسان هستند.

لذت و هوس احساسات پيچيده ای در انسان هستند و بنابراين چيزهای جالب زيادی برای آموختن در مورد آنها وجود دارد.

هم اکنون بخشی از مغز موسوم به "اوربيتوفرانتال کورتکس" يا بخشی از قشر مخ در جلوی سر در تحقيقات جاری نقش محوری يافته است.

اين ناحيه ای از مغز است که از لحاظ تکاملی در دوره های اخير در انسان توسعه پيدا کرده است و به هر دو سيستم دوپامين و اوپيوئيد ارتباط دارد.

ما با استفاده از عکسبرداری عصبی دريافته ايم که اين ناحيه حاوی بخش هايی است که با گزارش های ذهنی لذت ارتباط تنگاتنگ دارد.

اين تحقيقات در نهايت درباره خوشبختی (رضايت و شادی)، لذت و هوس به ما چه خواهد گفت؟

قناعت

آيا احساس رضايت را می توان لذت بدون هوس توصيف کرد، حالتی از قناعت و بی تفاوتی؟

چنين حالتی شايد به آن نوع نشاطی که بوديست ها فعالانه از طريق مراقبه جستجو می کنند نزديک باشد.

پيکر جرمی بنتام
پيکر جرمی بنتام پس از مرگ او در سال 1832 حفظ شد

اگر چنين است، امکان دارد که متخصصان عصب شناسی روزی در آينده راه هايی برای کمک به ايجاد اين حالت پيدا کنند.

در آن صورت ممکن است واقعا يک جامعه فايده گرا که در آن رضايت کلی را، همانطور که جرمی بنتام فيلسوف قرن 18 می خواست، بتوان به حداکثر رساند يک گزينه واقعی برای ما باشد.

هرچند اين پرسش که آيا چنين جامعه ای مطلوب و لذت بخش است يا خير هنوز پاسخی ندارد.

دالای لاما آشکارا به حالت نهايی خوشبختی، و نه وسيله رسيدن به آن، علاقه مند است.

با اين حال او همچنين از اين موضوع سخن به ميان آورد که انسان "دارای احساسات و عواطف متناقض، احساسات منفی، حسادت، خشم و وحشت است. دردسرساز بزرگ ما هم همين است."

وی "ارزش های بنيادی عطوفت و مهر" را که "برای رشد و توسعه جسم و مغز اهميت دارند" به مخاطبان يادآوری کرد.

عاقلانه است که در تحقيقات آينده خود درباره رضايت، لذت و هوس در همان زمانی که سرگرم ور رفتن با خميرمايه سازنده انسان هستيم، اين خواهش نوعدوستانه برای مراعات حيثيت انسانی را ناديده نگيريم."

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥

منزلت اجتماعی بر طول عمر تاثير می گذارد؟

منزلت اجتماعی بر طول عمر تاثير می گذارد؟
 

شمع تولد
طول عمر چه ارتباطی به منزلت اجتماعی دارد؟

چرا بعضی از مردم بيشتر از بقيه عمر می کنند؟

اين پرسش برای چندين دهه گذشته ذهن متفکران را به خود مشغول کرده است.

در بسياری موارد پاسخ روشن به نظر می رسد: رژيم غذايی بهتر، دسترسی به مراقبت های بهداشتی و قرار گرفتن در معرض بيماری های کمتر.

اما در ساير موارد پاسخ ها به اين اندازه روشن نيست.

برای مثال چرا طول عمر مردان ژاپنی به طور متوسط چهار سال بيش از مردان بريتانيايی است؟

چرا يک زن اهل منچستر به طور متوسط سه سال زودتر از يک زن اهل لندن زندگی را وداع می گويد؟ يا حتی چرا مردان غرب لندن به طور متوسط شش سال بيش از مردان شرق لندن زندگی می کنند؟

دانشمندان دلايل متعددی برای توجيه اين تفاوت ها ارائه کرده اند که طيف گسترده ای از عوامل از عادات انسانی، مانند کشيدن سيگار گرفته تا عوامل زيستی مانند وراثت (ژنتيک) را در بر می گيرد.

اما کتابی به قلم "سر مايکل مارموت" (Sir Michael Marmot)، استاد اپيدمی شناسی و بهداشت عمومی در "دانشگاه کالج لندن" احتمالات کاملا متفاوتی را تشريح می کند.

مطالعات 30 ساله

آقای مارموت برای سه دهه سرگرم تحقيق درباره تفاوت ها در ميزان طول عمر مردم بوده است.

متوسط طول عمر
1-ژاپن 81 و سه دهم
2-سوئد 79 و نه دهم
3-کانادا 79 و دو دهم
4-اسپانيا 79 و يک دهم
5-سوئيس 79
5-استراليا 79
7-اسرائيل 78 و نه دهم
8-نروژ 78 و هفت دهم
8-فرانسه 78 و هفت دهم
10-ايتاليا 78 و شش دهم
15-بريتانيا 77 و نه دهم
18-آمريکا 76 و نه دهم
منبع: برنامه توسعه جهانی

در دهه 1960، او به مطالعه گروهی از کارمندان دولت در لندن پرداخت.

اين مطالعه دريافت که سلامت اين گروه ارتباط تناتنگی با رتبه اداری آنها دارد. در واقع، هرچه رتبه آنها بالاتر بود از سلامت بيشتری برخوردار بودند.

ساير مطالعات به وجود الگوهای مشابهی در ساير گروه های اجتماعی، از جمله در ميان دانشگاهيان و برندگان اسکار اشاره می کند.

برای مثال کسانی که دارای درجه دکترا هستند از کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر زندگی می کنند. عمر کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر از کسانی که ليسانس دارند و به همين ترتيب عمر کسانی که ليسانس دارند از کسانی که زود مدرسه را ترک کرده اند بيشتر است.

به همين شکل، هنرپيشه های برنده جايزه اسکار به طور متوسط سه سال بيش از کسانی که نامزد اسکار شده اما آن را نبرده اند زندگی می کنند.

سر مايکل مارموت معتقد است که همين روند در مورد کليه گروه های اجتماعی از سياستمداران گرفته تا کسانی که در فقر زندگی می کنند صادق است.

او بر اين باور است که سلامت و طول عمر ما تا حدودی زيادی از منزلت اجتماعی ما تاثير می پذيرد.

رنه زلوگر در مراسم اسکار
برندگان اسکار می توانند انتظار طول عمر بيشتری داشته باشند

او می گويد: "شواهد در اين زمينه تکان دهنده است و نشان می دهد که موقعيت اجتماعی هرچه بالاتر باشد انسان سالم تر است. کسانی که در راس سلسله مراتب اجتماعی هستند بيشتر عمر خواهند کرد."

وی معتقد است که منزلت اجتماعی احتمالا حتی از رژيم غذايی و مراقبت های بهداشتی نيز مهم تر است.

وی گفت: "مردم معمولا فکر می کنند که مراقبت های پزشکی يا کشيدن سيگار يا رژيم غذايی است که طول عمر انسان را تعيين می کند."

"اين عناصر مهم است، اما شواهد نشان می دهد که اينها تنها بخشی از قضيه است."

آقای مارموت می گويد دو عامل بر موقعيت ما در سلسله مراتب اجتماعی تاثير می گذارد: چقدر بر زندگی خود تسلط داريم و چه نقشی در اجتماع بازی می کنيم.

شگفت اين که به نظر می رسد ميزان درآمد تاثير بسيار کمی بر طول عمر دارد.

سر مايکل گفت: "پول بيشتر برای انسان سلامتی بيشتر به ارمغان نمی آورد. پول تنها يک نشانگر است. درآمد به خودی خود مهم نيست."

سر مايکل می گويد اگر مردم کنترل بيشتری بر زندگی شان داشته باشند و اطمينان حاصل کنند که نقش خود را به طور کامل در اجتماع بازی می کنند، بر سلامتی و طول عمرشان افزوده خواهد شد.

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥

فزايش خودکشی در فصل بهار

فزايش خودکشی در فصل بهار
 

منظره تابستانی
ميزان خودکشی در ماه مه افزايش پيدا می کند

محققان بريتانيايی ادعا می کنند که آفتاب بهاری از عوامل افزايش ميزان خودکشی در اين فصل است.

"گروه پرايوری" (Priory Group) می گويد که تعداد کسانی که در ماه مه جان خود را می گيرند از هر ماه ديگری در طول سال بيشتر است که می تواند به آب و هوا مربوط باشد.

به اعتقاد محققان اين گروه، آفتاب که به مقابله با افسردگی کمک می کند، همچنين ممکن است انرژی لازم را در اختيار افرادی که فکر خودکشی در سر دارند قرار دهد تا افکار خود را عملی کنند.

در بريتانيا و ايرلند هر 84 دقيقه يک نفر خودکشی می کند.

اوجگيری

به گفته اين گروه هرساله در حدود 6300 نفر در بريتانيا و ايرلند خودکشی می کنند.

پروفسور کريس تامپسون، مدير بخش خدمات بهداشتی اين گروه، گفت که اين تحقيقات نشان می دهد که در بريتانيا ارتباط مستقيمی ميان ميزان نور خورشيد و ميزان خودکشی وجود دارد.

مطالعات در کشورهای اسکانديناوی و کانادا نشان داده است که ميزان يک نوع ماده شيميايی موسوم به "سروتونين" در مغز که احساس شادی به همراه می آورد، در افرادی که خودکشی می کنند بسيار کم است.

ساير مطالعات نشان داده است که فرد هرچه بيشتر در معرض آفتاب قرار گيرد، ميزان توليد سروتونين نيز در مغز او افزايش می يابد.

پروفسور تامپسون گفت: "اين تناقضی دردناک است که بهبودی نسبی که اکثر افراد مبتلا به افسردگی در بهار تجربه می کنند، اغلب انرژی لازم برای عملی کردن فکر خودکشی را برای برخی از آنها فراهم می آورد."

به گفته وی ميزان خودکشی در ميان کسانی که درحال خروج از افسردگی هستند بيش از کسانی است که هنوز به شدت افسرده هستند و اين مساله در اثر از راه رسيدن فصل تازه تشديد می شود.

فصلی

وی گفت: "فصل بهار فصل آغازهای نو و زندگی تازه است، با اين حال توام شدن جهان درحال شکوفايی بيرون با زندگی بی حاصل درونی افراد افسرده، اغلب از قدرت تحمل آنها خارج است."

يک سخنگوی گروه "ساماريتان" (نيکوکاران) گفت ميزان خودکشی مسلما در فصول بهار و تابستان افزايش پيدا می کند.

وی گفت شماری از عوامل ممکن است در اين پديده دخيل باشد، مثل تغييراتی که در ساعت بدن روی می دهد.

ارقام نشان می دهد که از سال 1990 به اين سو تلاش برای خودکشی 50 درصد افزايش يافته است. مردان، قربانی اصلی پديده خودکشی هستند.

آمليا مصطفی، از موسسه "ائتلاف ضدافسردگی" گفت که افسردگی يک بيماری ناتوان کننده است که از هر پنج نفر يک نفر را در مقطعی از زندگی تحت تاثير قرار می دهد.

وی از کليه کسانی که احساس می کنند به خودکشی تمايل دارند يا معتقدند که به شدت افسرده هستند خواست برای دريافت کمک به پزشک مراجعه کنند.

وی گفت: "خبر خوب اينکه افسردگی را می توان با موفقيت درمان کرد و بسياری از مبتلايان يک زندگی شاد و ارضاکننده را از سر می گيرند."

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥

آزمايش موفق داروی جلوگيری از توليدمثل برای مردان

آزمايش موفق داروی جلوگيری از توليدمثل برای مردان
 

.
تزريق، بخشی از اين معالجه است

دانشمندان می گويند به منظور جلوگيری از توليد مثل، شيوه ای را برای مردان ابداع کرده اند که صد درصد موثر و عاری از هرگونه عوارض جانبی است.

اين شيوه که با تزريق و در کنار آن کار گذاشتن هورمون در زير پوست انجام می شود، مردها را از مصرف روزانه قرص معاف می کند.

محققان موسسه پژوهشی آنزاک در سيدنی، استراليا، اين معالجه را در مورد گروه نسبتا کوچکی شامل 55 مرد به مدت يک سال آزمايش کردند که نتايج آن بدون استثنا موفق بود.

با اين حال تا زمانی که اين شيوه به توليد انبوه برسد راه درازی باقی است.

اين معالجه با کاشتن تستوسترون، هورمون جنسی مردانه - هر چهار ماه يک بار - در زير پوست و به طور همزمان ترزيق پروژستين، هورمون مورد استفاده در قرص های ضدبارداری زنان - هرسه ماه يک بار - انجام می شود.

ترکيب اين دو هورمون موقتا علائم مغزی را که بدن را به توليد اسپرم وا می دارد مسدود می کند.

اما اين فرآيند همچنين توليد تستوسترون در بدن مرد را متوقف می کند که به اين ترتيب لازم است برای حفظ سلامت و قوای جنسی مقداری تستسترون از خارج وارد بدن شود.

هيچ يک از زوج های شرکت کننده در اين مطالعه از شيوه های ديگر ضدبارداری استفاده نکردند و هيچ نوع عوارض جانبی نيز در آنها مشاهده نشد.

زمانی که معالجه متوقف شد، قوه باروری پس از چند ماه به سطح عادی باز می گردد.

ساخت دارو

پروفسور ديويد هندلزمن، که اين پژوهش را هدايت کرده است گفت اين نخستين بار است که شيوه ای برای جلوگيری از توليد مثل برای مردان، که کاهش توليد اسپرم را تضمين می کند، مورد آزمايش قرار می گيرد.

وی گفت: "اين آزمايش روند توليد محصول نهايی را به شکل يک بار تزريق تستوسترون و پروژستين که به راحتی توسط پزشکان در فواصل سه تا چهارماهه تجويز می شود و در عين حال به قوای جنسی مرد لطمه نمی زند را هموار می کند."

او گفت تصميم به عهده شرکت های داروسازی است تا فعاليت های خود را جهت ساخت دارويی قابل استفاده به اين منظور متمرکز کنند.

وی همچنين گفت که لازم است اين شيوه بر روی تعداد بيشتری از افراد و برای مدت طولانی تر آزمايش شود.

تلاش های قبلی برای ساخت يک داروی موثر و بی دردسر جلوگيری از توليد مثل برای مردان به مشکلاتی برخورد کرده بود.

دکتر ريچارد اندرسون، يک متخصص توليد مثل در "واحد تحقيقات پزشکی: واحد علوم توليد مثل انسانی" در ادينبورگ گفت: "اين يک گام بسيار مهم به جلو است."

وی افزود: "تاکنون هيچ کس مطالعه مطلوب و موثری برای مدتی طولانی انجام نداده بود و اين همان کاری است که در نهايت بايد انجام شود."

به عقيده وی اين که اين معالجه با چه سرعتی در اختيار عموم قرار خواهد گرفت به شرکت های داروسازی بستگی دارد.

"زمانی که آنها دست به کار توسعه محصولی شوند، چند سال بعد توليد انبوه آن آغاز خواهد شد."

نتيجه اين تحقيقات در نشريه "هورمون شناسی و متابوليسم کلينيکی" منتشر شده است.

 
  
نویسنده : aman ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥

قرص های ضدبارداری برای سلامتی 'مفيد' است

قرص های ضدبارداری برای سلامتی 'مفيد' است
 


 

 

قرص های ضدبارداری
دانشمندان گمان می کنند وجود هورمون استروژن در قرص های ضدبارداری از دلايل جلوگيری آن از بيماری قلبی است

براساس يک مطالعه بسيار گسترده، قرص های ضدبارداری ممکن است زنان را از ابتلا به بيماری قلبی و برخی سرطان ها مصون بدارد.

اين مطالعه که در سمينار "انجمن آمريکايی علوم پزشکی توليدمثل" در شهر فيلادلفيا عرضه شد با شرکت 160 هزار زن انجام شده است و نتايج مطالعات قبلی را داير بر اينکه قرص های ضدبارداری خطر ابتلا به اين بيماری ها را افزايش می دهد باطل می کند.

اين يکی از مفصل ترين مطالعاتی است که پيرامون آثار بلندمدت مصرف قرص های ضدبارداری انجام می شود و از آنجا که با نتايج مطالعات محدودتر قبلی در تضاد است، غيرمنتظره به حساب می آيد.

براساس اين مطالعه، خطر ابتلا به بيماری قلبی برای زنانی که اين قرص ها را برای دست کم يک سال مصرف کرده اند در مجموع 10 درصد کمتر از ساير زنان است.

اين قرص به ويژه بدن را از حمله قلبی، آنژين و سکته خفيف مغزی مصون می دارد و به علاوه از خطر ابتلا به سرطان رحم و تخمدان می کاهد.

پزشکان گمان می کنند که هورمون استروژن، که در بسياری از انواع قرص های ضدبارداری وجود دارد، مانع گرفتگی رگ ها می شود و به اين ترتيب از بيماری قلبی جلوگيری می کند.

  
نویسنده : aman ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥

خاطرات صبغت الله مجددی

 

خاطرات صبغت الله مجددی نخستين رئيس جمهوردولت اسلامي افغانستان اززبان خودش

دويچه ويله :

بسم الله الرحمن الرحيم همينقدروقتي که جهاد کرديم ، اميد آنرا داشتيم که وطن آزاد شود، دست خارجيان کوتاه شود.

 بعد ازآنکه دراثرشهامت مجاهدين وتلفات سنگيني که برکمونيستان واتحاد شوروي رساندند، وازطرف ديگرملل متحد ودنياي آزاد کوشش کردند که حکومت نجيب را قناعت بدهند که قدرت را به مجاهدين انتقال بدهد، به ما احوال دادند که او( نجيب ) حاضراست قدرت را انتقال بدهد، وحکومت نو قدرت را ازنجيب بگيرد.

 متاسفانه ، برادران قدرت خواه ما که قدرت طللب بودند؛  نه راضي بودند که قدرت رابگيرند، ونه خود شان درظرف يک تا يک ونيم ماه توانستند که قدرت را بگيرند. براي شان گفتم خجالت نمي کشيد سالها جهاد کرديد حکومت نجيب حاضرشده وشما مرد اين نيستيد که (حکومت را )بگيريد. پس من فردا مي روم نزد مجاهدين تا معلوم شود.

ايشان وارخطا شدند وگفتند که تا فردا ديگرفيصله مي کنيم . فرداي آن  صبح وقت  استاد سياف احوال روان کرد که به دفترما بيائيد. وفتي که( به دفترش ) رسيدم ، ديدم که دريک اتاق عربها بودند، در ديگراتاق عربها بودند واتاقها را که بازکردم ( همه )عربها بودند...

 خوب خير؛ استاد سياف مرا گوشه کردوگفت : ما فيصله کرده ايم ؛ اگرشما قبول مي کنيد ، برويد قدرت را بگيريد- به حيث ممثل اسلامي افغانستان . دردهن شان نمي آمد که مرا رئيس جمهوربگويند.

اضافه ازاين گفتند : شوراي پنج نفري داريم وشما درراس آن قراربگيريد. براي دوماه حکومت کنيد ، بعدازآن استادرباني براي چهارماه حکومت کند وبعدازآن انتخابات شود.

گفتم :

-  شما خو(که) براي دوماه مي گوئيد، ازهمين خجالت براي يک شب هم که باشد حاضراستم . شما مي گوئيد مجاهدين مي دانند وافغانستان ؛ شما که دوماه مي گوئيد ، دراين دوماه چه شده مي تواند؟ ولي ( من ) ازخاطريک خجالت مي روم ، واين را نيزگفتم که  :

- حضرت را به دهن توپ بسته کرديد. حضرت مي رود توته توته مي شود. چراکه ديگرکس جرئت نداشت که برود. واگراين ( حضرت) توته توته نشد وزنده ماند، راه را براي ماخلاص مي کند. همان بود که رفتم الحمدلله آرامي شد، وامنيت شد، و مردم خوش بودند.

ديگرمي خواستند مرا بکشند( بيرون کنند). بهرحال ...! اين کارهايي که برادران کردند، خدا عفو( شان) کند ، بزرگترين سبب تباهي افغانستان شد.

نوازشريف ازاين مسئله خوش شد. همه گورنرها را به پيشاورخواست. گفت:  که يک طياره براي تان ميدهيم -  از پي . آي . اي  که برويد. فردا گفتم که بايد حرکت کنيم . ازطرف ديگر، احمد شاه مسعود خداببخشد(ش) او درپروان بود. هروقت مخابره مي کرد ومي گفت :

- حضرت صاحب زود بيائيد، زود بيائيد. درکابل کسي نيست ، کابل خالي است.

فردا، طياره هم نيامد وگفته شد که ميدان هوايي کابل را به راکت زده اند. ازهمان سبب طياره پائين شده نمي تواند. پسان فهميدم که اين هم صحيح نبود- دروغ بود- من گفتم که:

-  طياره نيست درموترمي روم .

همين بود که ماشينها را تسليم کرديم ،( ساعت) 8-9 صبح دوسه صد ، چهارصد موترروان گرديديم . مردم همه روان شدند.

 به سروبي که آمديم ، شام شده بود. عبدالحق قوماندان برادرحاجي قدير ، يک نفررا ايستاده کرده بود ،( او) گفت که :

-        حضرت صاحب اگرمي آئيد ازراه لته بند بيائيد که راه سروبي را حزب اسلامي گرفته است. من گفتم که:

 - اگر(هم ) بميرم ازهمين راه مي روم . اگرازراه لته بند بروم سه چهارساعت ديگروقت را مي گيرد.

 به سرتپه هاي سروبي که رسيديم ، شام بود. گفتم که جاي نمازها را بياندازيد که نمازبخوانيم ؛ وهمينجا قرارگاه حزب اسلامي بود.

مياصاحبان – مياخيلان -  تقاضا داشتند ، آمدند احترام کردند، دستهاي مرا گرفتند وگفتند که توبراي ما بسيارکمک کرده اي .

ازاينجا تيرشديم ( حرکت کرديم ). خفتن بود که به  پلچرخي رسيديم . گفتم که:

-        بيائيد شب هميجا باشيم .

گفتند:

-        شب را اينجا مي باشيم ، روزروشن به کابل مي رويم .

 شب را درخانه يک قوماندان گذشتانديم . درآنجا چند نفرازتنظيمات واعضاي شوراي جهادي نزدما آمدند گفتند :

- ما احوال گرفتيم راه کابل بسيارخراب وجنگ است. اگرچند شب را دراطراف کابل باشيم ، تاکه اوضاع خوب شود ، آنگاه برويد داخل کابل .

من گفتم :

-  براي کابل آمده ام نه براي اطراف کابل . اگربميرم واگرزنده بمانم ، مه خو ميروم به کابل . کسي مي رود همرايم برود، اگرنمي رود اختياردارد.

گفتند که خوب:

-اگرشما اينرا قبول نمي کنيد، پس روزمي رويم به کابل ، شب را پس به پلچرخي مي آئيم . گفتم همين طورکنيد.

وقتي که رفتند، وآرامي را ديدند، مردم آرام شد وقدرت انتقال داده شد. بعد ازآن مي خواستند مرا بکشند( ازصحنه بيرون کنند) وبرادران خود را بياورند.

همين قصه اش بود برادر، ديگر چه بگويم ؟ اين حقايقي است که من براي تان مي گويم . من الحمدلله درعمرخود دروغ نگفته ام . ديگران حقايق را کي مي گويند. ايشان پنها ن مي کنند. براي شان گفتم :

اگرشما جرئت مي داشتيد ، افتخارفتح کابل را به من نمي داديد. محبت واخلاص مردم براي ما سرمايه است.

 

  
نویسنده : aman ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥

← صفحه بعد